السيد موسى الشبيري الزنجاني
6694
كتاب النكاح ( فارسى )
در كشف اللثام فقط به روايت رفاعه « 1 » كه در سندش سهل بن زياد هست ، اشاره كرده و فرموده كه ضعيف است . « 2 » صاحب جواهر مىفرمايد كه روايات منحصر به آن نيست و روايات صحاح و معتبر زيادى هست ، كثيرى اين روايات را ذكر كردهاند . بعضى از رواياتى كه مرحوم صاحب جواهر نقل كرده است ، مربوط به بحث نيست ، و روايتهاى ديگرى هست كه مربوط به بحث است و مرحوم صاحب جواهر آنها را نقل نكرده ، البته در مقام استقصاء هم نبوده و براى نمونه چند روايت را نقل كرده است ، حالا همه روايات مسأله را مىخوانيم . يكى از روايتهايى كه صاحب جواهر نقل كرده و مربوط به بحث نيست مرسله ابن بكير است ؛ سألت ابا عبد الله عليه السلام عن الرجل يتزوج المرأة بها الجنون و البرص و شبه ذلك قال هو ضامن للمهر . « 3 » اين ضمير « هو » به زوج برگشت مىكند ، مىگويد اينطور نيست كه حالا كه طرف معيوب شد ، مهر نداشته باشد ، بلكه مهر ثابت است منتها در بعضى موارد به مدلس رجوع مىشود و در بعضى از موارد هم تدليس در كار نيست و طرف نمىدانسته ، ظاهر « هو » اين است كه برگشت به زوج مىكند ، ايشان مرجع « هو » را مقدر دانسته يعنى غرامت را كسى بايد بكشد كه او را تزويج كرده است ، اين خلاف ظاهر روايت است ، ظاهر روايت اين است كه معيب بودن منشأ نمىشود كه ديگر بر عهده زوج چيزى نباشد ، و فرض مسأله هم تحقق دخول است . اين « هو » برگشت به مرد مىكند و به غرامت ولى و علم و جهل او ربطى ندارد ، بنابراين ، اين روايت جزء روايات مقام نيست .
--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، ابواب العيوب و التدليس ، باب 2 ، حديث 2 . ( 2 ) - كشف اللثام ، مؤسسة النشر الاسلامى ، قم ، 1416 ق ، ج 7 ، ص 384 . ( 3 ) - وسائل الشيعة ؛ ابواب العيوب و التدليس ، باب 2 ، حديث 3 .