السيد موسى الشبيري الزنجاني
6299
كتاب النكاح ( فارسى )
متعه سراغ رواياتى مىرويم كه مستقيما راجع به خود متعه حيضتان گفتهاند . اولين كسى كه روايت مرتبط با بحث را پيدا كرده است ، صاحب مدارك است كه روايت « اسماعيل بن فضل هاشمى » را ذكر كرده كه به نظر ابتدايى روايت خوبى هم هست و فقهاء بعدى هم آن را قبول كردهاند ، و به نظر مختار صحيحه است « 1 » . روايت ديگر روايت ابى بصير است كه كاشف اللثام رحمه الله از تفسير عياشى پيدا كرده و مرسله است . صاحب حدائق به وسيله بحار از كتاب حسين بن سعيد مسند آن را پيدا كرده است « 2 » كه در اين روايت نيز « حيضتان » آمده است . روايت اسماعيل بن فضل هاشمى : على بن ابراهيم عن أبيه عن ابن ابى عمير عن عمر بن اذينه عن اسماعيل بن فضل الهاشمى : قال : سألت أبا عبد الله عليه السلام عن المتعه فقال عليه السلام : ألقِ عبد الملك بن جريج « 3 » فاسئله عنها فانّ عنده منها علماً فلقيته ، فأملى على منها شيئاً كثيراً فى استحلالها فكان فى ما روى لى ابن جريج : قال : ليس فيها وقت و لا عدد انما هى بمنزلة الاماء يتزوج منهن كم شاء . فاذا انقضى الاجل بانت منه به غير طلاق و يعطيها الشىء اليسير . و عدتها حيضتان ، و ان كانت لا تحيض فخمس و اربعون يوماً ، فأتيت بالكتاب أبا عبد الله عليه السلام ، فعرضت عليه فقال عليه السلام : صدق . و أقَرّ به . قال ابن اذينه و كان زرارة بن اعين يقول هذا و يحلف أنه الحق الا أنه كان يقول : ان كانت تحيض فحيضة و ان كانت لا تحيض فشهر و نصف « 4 » در آن قسمت ان كانت تحيض اختلاف بود ، حال در لا تحيض هم يك نحوه
--> ( 1 ) - به نظر صاحب مدارك كمتر از صحيحه نيست ، چون كه در سند ابراهيم بن هاشم واقع شده است كه روايات او كمتر از صحيحه نيست . ( 2 ) - اصل روايت در كتاب حسين بن سعيد هست ، در كتاب ديگرى نيز كه در زمان مرحوم آقاى بروجردى چاپ شده يعنى كتاب اصول سته عشر است كه يكى از اصلها ، اصل عاصم بن حميد است ، اين روايت از آنجا اخذ شده و حسين بن سعيد هم به وسيله نضر از همين جا نقل مىكند . ( 3 ) - عبد الملك بن جريج از علما مهم عامه است و از نظر عبادت و جهات ديگر مورد قبول آنهاست و از خصوصياتش اين است كه علماً و عملًا قائل به حليت متعه بوده و هفتاد متعه انجام داده و حضرت نيز اسماعيل را نزد او كه مورد قبول عامه است مىفرستند نقل كردهاند كه به بچههاى خود اسامى زنهاى متعه خود را گفته بود تا در ازدواج آنها مشكلهاى ايجاد نشود . ( 4 ) - جامع الاحاديث ، ج 26 ، باب 3 ، حديث 8 .