السيد موسى الشبيري الزنجاني

6300

كتاب النكاح ( فارسى )

اختلاف مختصر هست ، آنجا چهل و پنج روز تعيين كرده و اينجا « شهر و نصف » گفته است كه ممكن است با چهل و چهار روز هم تطبيق شود . اما عمده مطلب در اين است كه در حيضه با هم اختلاف پيدا كرده‌اند . به دنبال اين مطلب اين عبارت هست كه : نوادر احمد بن محمد ، ابن ابى عمير عن ابن اذينه عن اسماعيل بن فضل الهاشمى قال : سألت أبا عبد الله عليه السلام عن المتعه ، فقال : ألقِ عبد الملك بن جريج . و ذكر نحوه . . . الا أنّه سقط قوله و صاحب اربع نسوة يتزوج منهنّ ما شاء « 1 » در باب 18 ، رقم 10 ، نيز همين حديث نوادر را نقل كرده و در اينجا چنين است كه : « و عدتها حيضةٌ ان كانت تحيض و ان كانت لا تحيض شهرٌ » كه « حيضتان » به « حيضه » تبديل شده است و شهرٌ و نصف به « شهرٌ » اينجا « نحوه » گفته با اينكه معارض آن است و نحو آن نيست . در سند اين نقل نيز « ابراهيم بن هاشم » هست و در كتاب حسين بن سعيد هيچ شكى در سند آن نيست . « 2 » بنابراين ، اين روايت قابل استناد نيست ، زيرا « حيضتان » را كه مىخواستيم براى كلام شيخ تمسك كنيم در كتاب حسين بن سعيد « حيضه » آمده و روايات متعددى راجع به « حيضه » وجود دارد . همچنين اصل روايت اسماعيل نيز معلوم نشد كه به نحو « حيضه » بوده يا « حيضتان » زيرا هر دو نقل سند معتبر دارند . اما روايت « ابى بصير » روايت خوبى است كه صحيحه است و نقل‌هاى مختلف آن با يكديگر

--> ( 1 ) - البته دو قسمت ديگر را حذف كرده . يك قسمت هم تبديل شده است : آنجا داشت فاملى على منها شيئاً كثيرا و در اين روايت كافى در فى استحلالها » داشت ولى در كتاب حسين بن سعيد « فى استحلالها » نيست ، اين قسمت حساس است ، زيرا حضرت او را فرستاد تا همين مطلب يعنى حليت را بداند ، همچنين در نقل نوادر « و يعطيها الشى اليسير » نيست . ( 2 ) - حسين بن سعيد مستقيما از ابن ابى عمير عن عمر بن اذينه عن اسماعيل بن فضل هاشمى نقل كرده و اگر احمد بن محمد بن عيسى هم راوى كتاب باشد احمد بن محمد بن عيسى از حسين بن سعيد نقل كرده است .