السيد موسى الشبيري الزنجاني
6537
كتاب النكاح ( فارسى )
غنيه « 1 » و محقق كركى در جامع المقاصد « 2 » ادعاى اجماع مىكنند . همچنين در بررسى اقوال فقهاء مشاهده مىكنيم كه عيب بودن رتق را بسيارى مطرح نمودهاند به گونهاى كه تنها در 6 كتاب ، عيب بودن رتق مطرح نشده است . اين 6 كتاب عبارتند از : 1 - رساله يا شرايع على بن بابويه ( رسالهاى كه ايشان براى پسر خود ( مرحوم صدوق ) نوشته است ) بنابر نقلى 2 - فقه رضوى 3 - مقنع 4 - جامع يحيى بن سعيد 5 - تبصره علامه حلى 6 - أنوار الفقاهة كاشف الغطاء البته مىگوييم عدم مطرح كردن رتق به عنوان عيب در اين كتب نيز شايد از اين رو نباشد كه مؤلفين آنها ، رتق را عيبى كه موجب خيار شود نمىدانستهاند ، بلكه شايد اين عدم ذكر به اين خاطر باشد كه اين فقهاء ، رتق را با قرن و عفل يكسان مىدانستهاند ، لذا با مطرح كردن عفل يا قرن ديگر نامى از رتق نبردهاند ، شاهد اين مدعى نيز اين است كه گروهى از فقهاء « 3 » هم تنها از رتق نام بردهاند و از قرن و عفل كلامى به ميان نياوردهاند ، با آنكه در روايات از قرن و عفل به عنوان عيبى كه موجب خيار مىشود نام برده شده است و از رتق در روايات كتب اربعه نامى نيست و تنها در قرب الاسناد روايتى مربوط به رتق وجود دارد . لذا مىتوان استفاده نمود كه اين دسته از فقهاء از رتق معناى عامى را در نظر گرفتهاند كه شامل عفل و قرن و خود رتق هم مىشود . حتى مرحوم شيخ در تهذيب « 4 » كه شرح مقنعه مفيد رحمه الله مىباشد براى شرح كلام مفيد رحمه الله كه رتق را عيب ذكر كرده است احاديثى را بيان مىكند كه عفل و
--> ( 1 ) - سلسله ينابيع الفقهيه ، ج 18 ، ص 281 . ( 2 ) - جامع المقاصد ، ج 13 ، ص 244 قال فيه : لا خلاف بين الاصحاب فى ان الرتق عيب يوجب الخيار و يدل عليه مع الاجماع . . . ( 3 ) - مثل مرحوم شيخ مفيد در مقنعه ( سلسله ينابيع الفقهيه ، ج 18 ، ص 44 ) مرحوم سلار در مراسم ( همان ، ص 133 ) مرحوم شيخ در نهايه ( همان ، ص 116 ) مرحوم ابى الصلاح حلبى در كافى ( همان ، ص 87 ) و مرحوم ابن زهره در غنيه ( همان ، ص 281 ) ( 4 ) - تهذيب الاحكام ، ج 7 ، ص 423 .