السيد موسى الشبيري الزنجاني
6538
كتاب النكاح ( فارسى )
قرن را به عنوان عيب بر مىشمارد و اصلا در آنها نامى از رتق به ميان نيامده است . پس يك احتمال اين است كه اينها عيب واحد باشند كه حكم مسأله در اين صورت مشخص و واضح است يعنى در تمامى رتق ، عفل و قرن ، مرد حق خيار دارد . در مقابل ، احتمال ديگرى نيز وجود دارد ، به اينكه اين سه ، عيبهاى مختلف باشند به اين نحو كه هر كدام به حسب اطلاق به يك عيب مخصوص گفته مىشود ، مثلا قرن عيبى است كه استخوان در محل باشد و عفل وجود گوشت زائد در محل است و رتق ، ملتحم شدن محل است به گونهاى كه تمامى آن را گوشت احاطه نموده باشد . 2 - استدلال به تعليل وارد در صحيحه ابى الصباح اگر اين احتمال دوم را هم قائل شويم بازهم حكم در تمامى اين عيوب سهگانه يكسان است ، زيرا با توجه به تعليل وارد در حديث ابى الصباح « 1 » - بنابر آنچه گذشت - مراد از لا يقدر ، عدم قدرت عرفى است كه شامل عجز و حرج - هر دو - مىشود و چون در تمامى اين عيوب ، عجز و لااقل حرج وجود دارد ، پس حكم ( حق خيار براى زوج ) را اثبات مىنمايد . 3 - استدلال به احاديث زمانة همچنين از تفسيرى كه براى روايت زمانة « 2 » نموديم ، شايد بتوان مورد رتق را داخل در عيوب مجوزه للفسخ و الخيار دانست ، زيرا در زمانة اختلاف معنا وجود داشت . بعضى از اهل لغت مثل ابن فارس و تاج العروس « 3 » به عنوان استدراك معنايى را نقل كرده بودند كه مقعد بودن و زمينگير شدن را مىرساند « 4 » . معناى ديگرى كه بسيارى از اهل لغت نمودند تعبير به عاهة بود ، چنانچه صاحب مصباح المنير مىگويد : عاهة مستدام و طويل .
--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، كتاب النكاح ، ابواب العيوب و التدليس ، باب 1 ، ح 4 ، وسائل چاپ آل البيت ، ج 21 ، ص 208 . ( 2 ) - مثل اذا دلست العقلاء و البرصاء و المجنونة و المفضاة و من كان بها زمانة ظاهرة فانها ترد على اهلها من غير طلاق ، وسائل الشيعة ، كتاب النكاح ، ابواب العيوب و التدليس ، باب 2 ، ح 1 ، وسائل آل البيت ، ج 21 ، ص 211 . ( 3 ) - تاج العروس ، ج 9 ، ص 228 و مما يستدرك عليه . . . أزمن الله فلانا جعله زمنا اى مقعدا او ذا عاهة . ( 4 ) - ظاهر مرحوم صاحب جواهر كه مىگويد و ليس فى شيء مما عشرنا تفسيرها بخصوص الاقعاد ( جواهر الكلام ، ج 30 ، ص 337 ) اين معنا را نديده است .