السيد موسى الشبيري الزنجاني
6501
كتاب النكاح ( فارسى )
مروى عنه شاهدى بر اين كه كلمه تميمى باشد نيست ، و يا اين كه روايتى مشابه اين روايت از تميمى نقل شده باشد . به علاوه كه مظنون است كه اين راوى كه صفوان از ابان از او نقل كرده مقدارى نسبت به غياث بن ابراهيم تميمى تقدم طبقه داشته باشد ، زيرا كسى كه راوى از غياث بن ابراهيم است و كتاب او را روايت مىكند اسماعيل بن ابان وراق است كه متوفاى 216 است ، ولى صفوان متوفاى 210 است و از اصحاب امام صادق عليه السلام است . بنابراين بايد غياث ضبى در طبقه زراره باشد ، چون ابان كه خود از اصحاب امام صادق عليه السلام است از او نقل مىكند ولى غياث بن ابراهيم از صغار اصحاب حضرت است كه اسماعيل بن ابان وراق از او نقل كرده است . بنابراين ظن داريم كه از نظر طبقه نيز اين دو نفر با هم متفاوت باشند . به هر حال استظهار قاموس الرجال هم وجهى ندارد و نمىتوانيم سند روايت را تصحيح كنيم . روايت حاصره عيوب : يكى از اين روايات روايت صحيحه است كه مىفرمايد « انما يرد النكاح من البرص و الجذام و الجنون و العفل » « 1 » كه حتى افرادى مثل آقاى سيد أبو الحسن اصفهانى « 2 » گويا دلالت اين روايت را تمام مىدانند ، چون تعبير مىكند كه بعيد نيست جذام و برص مرد هم مثل جذام و برص زن موجب خيار فسخ باشد . ولى به نظر مىرسد دلالت اين روايت تمام نباشد ، زيرا از كلمه « انما » در تعبيراتى مثل « انما يرد النكاح من البرص و . . . » عموم عقد سلبى استفاده مىشود ، ولى نسبت به عقد ايجابى و اثباتى ، اطلاق استفاده نمىشود « 3 » . مثلًا كسى مىخواهد از زيد تقليد كند و زيد بسيارى از شرايط تقليد را دارد ، ولى يك شرط را ندارد ، مثلًا اعلم نيست
--> ( 1 ) - وسايل الشيعة ، ابواب العيوب و التدليس ، باب 1 ، حديث 6 . ( 2 ) - استاد مد ظله : ايشان فقاهت و ذوق عرفى درجه اول داشت . ( 3 ) - استاد مد ظله : اين مطلب به ذهن ما آمده بود ، بعد ديدم كه آقا جمال خوانسارى هم در حاشيه لمعه اين نكته را گفته است .