السيد موسى الشبيري الزنجاني

6496

كتاب النكاح ( فارسى )

دانسته و عنن و ساير مواردى كه مرد به سبب آنها رد مىشود را به عنوان استثناء به حساب آوريم . گرچه با اين توجيه روايت به بحث جارى مربوط مىشود ليكن اين توجيه بسيار خلاف ظاهر است و نمىتوان به آن ملتزم گرديد . 4 - رفع اشكال از طريق معلوم خواندن صيغه لا يرد يكى از وجوهى كه شيخ حر نيز آن را در وسائل براى رفع اشكال متذكر گرديده اين است كه لا يرد را به صيغه معلوم بخوانيم . در اين صورت ناگزير بايد آن را حمل بر استحباب و نهى را نهى تنزيهى و اخلاقى بدانيم . يعنى چنانچه زن عيبى داشته باشد ، بهتر است كه مرد او را به عنوان معيب رد نكند بلكه طلاقش دهد تا عيبش مستور و حيثيت و آبرويش محفوظ بماند . روشن است كه با اين وجه روايت به مورد بحث ارتباطى نخواهد داشت ، زيرا رد به سبب عيب در ساير موارد عبارت از عيبى است كه در شخص مقابل است و اين بسيار خلاف ظاهر است كه الرجل لا يرد من عيب را شامل عيب خود مرد دانسته و قائل شويم مرد به سبب عيب خودش ، بهتر است خود را رد نكند . 5 - رفع اشكال از طريق عهد ذهنى شمردن « ال » وجه ديگرى كه مىتوان براى توجيه اشكال بيان كرد اين است كه « ال » در الرجل را به جاى ال جنس عبارت از ال عهد ذهنى در نظر بگيريم . در نتيجه مقصود از الرجل در روايت ، عبارت از همان مرد عنينى است كه يك بار مباشرت كرده است . يعنى اقدام عنين به يك بار مباشرت موجب اسقاط خيار فسخ زن در همه عيوب از جمله عنن مىشود . لذا بنابراين وجه ، براى اثبات خيار در مورد عيب مرد مانند جذام و برص چنانچه شك كرديم كه آيا موجب خيار فسخ براى زن مىشود يا نه ، در صورتى كه بعد از دخول باشد نمىتوان به اين روايت تمسك كرد .