السيد موسى الشبيري الزنجاني

6497

كتاب النكاح ( فارسى )

ناگفته نماند چون عبارت داراى قابليت وجوه متعددى مىباشد حمل ، الرجل لا يرد من عيب بر عيوب متجدد نيز كه وسائل به آن اشاره كرده مشكل را براى استدلال به روايت ، مرتفع نمىسازد . د ) بررسى روايت حلبى 1 - متن روايت محمد بن على بن الحسين باسناده عن حماد عن الحلبى عن ابى عبد الله عليه السلام أنه قال فى الرجل يتزوج الى قوم فاذا امرأته عوراء و لم يبينوا له قال : لا ترد و قال : انما يرد النكاح من البرص و الجذام و الجنون و العفل ، الحديث « 1 » . اين روايت نيز از جهاتى مورد بحث و اشكال واقع شده است . 2 - اشكال صاحب مدارك در نهاية المرام و پاسخ استاد مد ظله ايشان فرموده است : نظر به اينكه ايجاب نكاح مربوط به زن است و توسط زن انجام مىپذيرد ، رد نكاح مربوط به مرد مىشود . زيرا مرد است كه مىتواند ايجاب زن را قبول كند يا آن را نپذيرفته و رد نمايد . و وقتى رد مربوط به مرد باشد ، عيب مربوط به زن خواهد بود و روايت به عيوب زن اختصاص خواهد داشت و براى بحث جارى نمىتوان از آن استفاده كرد . ليكن اشكال ايشان وارد به نظر نمىرسد . زيرا اگر چه قبل از عقد در همه صور ايجاب را زن انجام مىدهد و ابتداءً ايجاب با زن است و قبول يا رد از ناحيه مرد صورت مىگيرد ، ولى بعد از آنكه عقد واقع شد ، نسبت به ابقاء يا از بين بردن آن به واسطه عيب ، دو طرف داراى نسبت مساوى هستند . و چنانچه قرار باشد نكاح از بين برود ، خصوصيتى در عيب زن نيست كه رد را به مرد اختصاص دهد . بنابراين تمسك به روايت چه در مورد عيب زن و چه در مورد عيب مرد از اين جهت بىاشكال است .

--> ( 1 ) - وسائل ، ج 21 ، ص 209 ، باب 1 از ابواب العيوب ، ح 6 .