السيد موسى الشبيري الزنجاني
6491
كتاب النكاح ( فارسى )
كه مشكل شوهر وى قطع آلت است . و در چنين مواردى لزوماً به قطع آلت تصريح مىشود . 2 - امكان استفاده از اطلاق روايت ابى الصباح نكته ديگرى كه بايد يادآور شويم ، امكان استفاده از اطلاق روايت ابى الصلاح براى حكم مجبوب است . متن روايت : محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن ابن محبوب عن ابى ايوب عن ابى الصباح قالت : سألت أبا عبد الله عليه السلام عن رجل تزوج امرأة فوجد بها قرناً قال : فقال : هذه لا تحبل و لا يقدر زوجها على مجامعتها يردها على اهلها صاغرة و لا مهر لها ، قلت : فان كان دخل بها ؟ قال : ان كان علم بذلك قبل أن ينكحها يعنى المجامعة ثم جامعها فقد رضى بها و ان لم يعلم الا بعد ما جامعها فان شاء بعد أمسك و ان شاء طلق « 1 » . اگر چه روايت در مورد قرن و عيب زن است ، ليكن ممكن است با الغاء خصوصيت ، و با استفاده از عموم تعليل « لا يقدر زوجها على مجامعتها » براى حكم جبّ و عيب مرد نيز به اين روايت متمسك گرديم . به بيان ديگر مىتوان گفت : يكى از شرايط لزوم عقد نكاح قدرت داشتن مرد بر مباشرت است . بنابراين ، هر عيبى - چه از ناحيه مرد و چه از ناحيه زن - منشأ عجز مرد گردد ، شرط لزوم را از بين برده و موجب پيدايش حق فسخ خواهد شد . بر اين اساس ، از اطلاق روايت ابى الصباح استفاده مىشود كه اگر منشأ عدم قدرت مرد بر مجامعت ، مجبوب بودن مرد نيز باشد ، حكم حق فسخ ثابت است . در عين حال ، وجود يك اشكال ديگر ، مانع استفاده حكم از اطلاق روايت خواهد بود . زيرا حكم معلل در روايت ، عبارت از حق فسخ براى أحد الزوجين نيست ، بلكه حق فسخ براى مرد است . بنابراين ، گرچه با الغاى خصوصيت بتوان عيب مرد را نيز مشمول اطلاق روايت نمود ، ليكن تعميم حكم حق فسخ براى زن
--> ( 1 ) - كافى ، ج 5 ، ص 409 ، ح 18 .