السيد موسى الشبيري الزنجاني

6481

كتاب النكاح ( فارسى )

فخر المحققين فرموده كه هر جا پدرم « على رأى » مىگويد مختار خود ايشان است . بله در تبصره و ارشاد حكم كرده كه در جب حادث خيار نيست ، اما در قواعد و تحرير به حسب آن فتواى اخير و در تلخيص حكم به ثبوت خيار كرده است . كسانى كه قائل به خيار هستند شيخ در مبسوط ، ابن براج در مهذب ، در مبسوط و مهذب اين جمله هست كه « الخيار على ما ذكره أصحابنا » اين شبيه به اجماع است و در جاى ديگر مبسوط هست كه « عندنا و عندهم بلا خلاف » ، صيمرى در غاية المرام مىگويد « المتحقق من مذاهب الاصحاب » كه مطلقا حتى بعد از دخول خيار هست ، ظاهر اطلاق مقنع كه مىگويد اگر ابتلاء پيدا كرد خيار دارد ، بعد از دخول را شامل مىشود ، در وسيله ابن حمزه ، در جايى از تحرير ، در تلخيص علامه ، در ايضاح فخر المحققين ، در تنقيح فاضل مقداد ، در مهذب البارع ابن فهد ، در مقتصر ابن فهد ، در معالم الدين محمد بن شجاع قطان ، در كشف اللثام قائل به خيار هستند ، و در غنيه هم مىگويد كه خيار هست « على خلاف بينهم » ، كأنه خودش قائل به خيار هست منتها مسأله خلافى است ، شهيد ثانى در شرح لمعه و مسالك به ثبوت خيار على وجه الاطلاق متمايل شده است . كسانى كه بين دخول و عدم دخول قائل به تفصيل شده‌اند يحيى بن سعيد در جامع ، فاضل آبى در كشف الرموز ، محقق كركى در جامع المقاصد ، فيض در مفاتيح . كسانى كه مطلقا در حادث قائل به عدم خيار هستند ابن جنيد ، شيخ مفيد در احكام النساء ، شيخ طوسى در خلاف و تعبير عندنا در موضعى از مبسوط ، كيدرى در اصباح ، قمى سبزوارى در جامع الخلاف ، علامه در تبصره و ارشاد ، شهيد ثانى در حاشيه ارشاد ، و صاحب المدارك در نهاية المرام . جمع‌بندى اقوال در جب حادث بعد العقد و نظر استاد دام ظله به نظر مىرسد كه چون عمده دليل ما روايت ابى بصير و روايت ابى الصباح