السيد موسى الشبيري الزنجاني
6056
كتاب النكاح ( فارسى )
لا يعطيها شيئاً لانها عصت الله عزّ و جلّ . « 1 » توضيح اين كه : فرض مسأله جايى است كه شوهر بعضى از مهر را داده است و زن يك مقدار ديگر را براى بعد تأخير انداخته است ( أخرته بالباقى ) اسناد تأخير به زن مىرساند كه خود زن با اختيار خودش دريافت بقيه مهر را تأخير انداخته و به مرد براى پرداخت بقيه مهر مهلت داده است . پس معلوم مىشود كه زن مستحق گرفتن مهر به فوريت بوده است . نقد استاد ( دام ظله ) بر استدلال صاحب جواهر رحمه الله : استدلال صاحب جواهر تمام نيست ، زيرا روايت ريان بن شبيب هم سنداً و هم دلالتاً اشكال دارد . اشكال سندى : راوى از ريان بن شبيب ، على بن احمد اشيم است كه در مورد وى در كتب قوم توثيقى نشده است ، بلكه شيخ رحمه الله در رجال ايشان را « مجهول » دانسته است و جزء مشايخ ثلاثه نبوده و اجلاء نيز از او اكثار روايت ندارند ؛ بنابراين هيچ يك از طرق عامه و خاصه توثيق ، در مورد ايشان نيست . اشكالى دلالى : عبارت « أخرته بالباقى » اصلا اشعار هم بر مدعاى صاحب جواهر ندارد به اين جهت كه اين مطلب مورد تسلم همه است كه چه در عقد دائم و چه در عقد انقطاعى زن مىتواند بگويد كه من حاضر به تمكين نيستم ، مگر اين كه أجرت را دريافت كنم ؛ چون حق امتناع دارد . از ذيل روايت معلوم است كه تمكين كرده منتها گفته مقدارى از مهر را بعدا پرداخت كن و اين تمكين بدون دريافت اجرت براى صحت اسناد تأخير مهريه به زن كافى است ، لذا اين روايت حتى به نحو اشعار
--> ( 1 ) - وسائل ، ج 21 ، ص 62 ، باب 28 از ابواب المتعه ، حديث دوم ، جامع الاحاديث ، ج 26 ، ص 108 ، باب 28 از ابواب المتعه ، حديث دوم .