السيد موسى الشبيري الزنجاني
6143
كتاب النكاح ( فارسى )
بدون انشاء كمى مخفىتر است . اما در هر دو فرض اينكه بگوييم عقد به دائم منقلب مىشود بناى عقلا بر اين مطلب نيست . بله در جايى كه شخص يك قصد دارد و قصد اينكه اين عقد را محدود به مدت خاص كند نداشته باشد در اين مورد ممكن است كسى ادعا كند كه اين عقد خود به خود دوام پيدا مىكند هر چند كه صحيح بودن يا نبودن اين ادعا نيز قابل بحث است . اما اگر مقصود شخص عقد همراه با قيد باشد خصوصا اگر آن قيد تحت الانشاء هم باشد هرگز بناى عقلاء بر اين نيست كه عقد دائم واقع شود . اگر مثلا قصد دو طرف اين بوده كه پنج دقيقه محرم شوند ما بگوييم كه اينجا براى هميشه زن و شوهر شدهاند هر چند هيچ كدام از زن و شوهر به اين ازدواج دائم رضايت نداشته باشند و بگوييم آن انشاء مهمله با تقيد قصدى به اينكه منقطع باشد يا بالاتر از تقيد قصدى حتى با تقيد انشايى به عقد مطلق و دائم تبديل مىشود . اين مطلب خلاف مرتكز عقلايى است بلكه به نظر ما چنانچه قبلا نيز اشاره شد اگر هيچ ضميمهاى هم نشده باشد نه به نحو قصد و نه به نحو انشاء بلكه حتى قصداً هم ضميمه قيد نشده باشد ولى ارتكازا اطلاق نداشته باشد بلكه ارتكازا هم مهمل باشد و اگر از هر يك از طرفين بپرسند كه مقصود تو چه بود بگويد : بايد فكر و تأمل كنم تا تصميم بگيرم كه محدود باشد يا نباشد بازهم بگوييم كه عقد به صورت دائم واقع شده است . در ارتكاز عقلاء اين مطلب پذيرفته نيست . به هر حال اين مطلب كه تحت الانشاء هم قرار بگيرد مع ذلك چون دو انشاء است . بگوييم اگر انشاء قيد باطل است ، انشاء اصل عقد به حال خود باقى است ، يك مطلب عقلايى نيست . 4 - بررسى روايات مسأله حال بايد ببينيم كه از روايات مسأله چه استفاده مىشود ، آيا روايات به حسب