السيد موسى الشبيري الزنجاني

6132

كتاب النكاح ( فارسى )

شارع برسد و مادام كه دليل قطعى از طرف شارع نرسيده است بايد حكم به بطلان كنيم . بنابراين در مورد انقطاعى اينكه بايد اجل را ذكر كنند مسلم است و از نظر فتاوى هم اجماعى است . آنچه كه بايد مورد بحث واقع شود راجع به دوام است . فرض كنيد كسى به قصد انشاء عقد « انكحت » مىگويد ، آيا لازم است در متن آن بگويد : « انكحت دائما » يا اگر قيدى از نظر محدوديت زمانى بر آن نزد ، در نزد عقلاء خود به خود باقى است ؟ و ديگر لازم نيست كه قيد دوام هم تحت الانشاء بيايد ؟ مسأله را بايد روى اين موضوع تحقيق كرد نه اينكه آيا عقد دائم و انقطاعى دو ماهيت متباينه هستند يا هر دو از يك نوع بوده و اختلاف دوام و موقت بودن از باب اختلاف در صنف است . ممكن است به حسب تصور بدوى مطلب از اين قرار باشد و گفته شود كه محدود نكردن عقد باعث مىشود كه عقد دائمى شود و نياز به آوردن قيد « دائماً » نيست ولى به نظر مىرسد در همه موارد اين گونه نيست . مثلا اگر فرض كنيم شخصى اصل نكاح را انشاء نمود ، ولى محدود بودن يا نبودن آن را هنوز تصميمى نگرفته ، آيا در اين فرض هم بناء عقلاء بر اين است كه دائمى شود ؟ يا بناء عقلاء به دائمى گشتن فقط در صورتى است كه اراده ارتكازى به دوام داشته باشد ؟ بعيد نيست در مواردى كه نياز به آوردن قيد دوام در متن عقد نيست يك نحوه ظهورى وجود دارد كه مقصود ، عقد دائمى است و لو به نحو اراده ارتكازى . ولى اگر فرض كنيم كه شخصى كه انشاء عقد مىكند ثبوتا نظرش به محدود بودن عقد براى مدت چند روز مىباشد ، منتهى اتكالًا به صحبت و توافق قبلى فيما بين در ضمن عقد آن را قيد نكرده است يا نظرش به اجراء اصل عقد فعلا و محدود نمودن آن در آينده مىباشد ، در اين گونه موارد نمىتوانيم بگوييم بناء عقلاء به دائمى شدن آن است . خلاصه اينكه آنچه قطعى است و هيچ اشكالى در آن راه ندارد در صورتى كه