السيد موسى الشبيري الزنجاني
6124
كتاب النكاح ( فارسى )
اين قول را صاحب جواهر ادعا كرده و آن را به مشهور نسبت مىدهد . 6 - صاحب انوار الفقاهه مىگويد : ما به القوام متعه از نظر مفهوم ، انقطاعى بودن نيست و متعه براى منقطع وضع نشده ، بلكه ذاتاً براى عقدى مستقل وضع شده كه در آن كأنّ زن متاعى به حساب آمده و در مقابل عقد دائم است كه در آن زن به منزله جفت براى مرد محسوب مىشود ، زيرا همسر بودن يك عنايت است و متعه بودن يك عنايت ديگرى است . بله اگر شرعا بخواهد متعه صحيح باشد بايد منقطع باشد . به عبارت ديگر : شرعا دو نوع عقد داريم : عقدى كه اقتضاءً باقى است و احتياج به رافع دارد و آن عقد دائم است و عقدى كه اقتضاءً باقى نيست و صحت شرعى آن متوقف به محدود بودن و منقطع بودن است . ولى اين مطلب در مفهوم آن نهفته نيست و لذا كسى كه با قصد انقطاع عقد متعه مىخواند اگر اجل را ذكر نكند عقد باطل است . بله اگر مفهوم عقد را از نظر انقطاع و غير انقطاع لااقتضاء بدانيم ، اگر در عقد اجل ذكر نشود صلاحيت براى دائم بودن دارد و اگر قصد محدوديت نداشت ، دوام آن ديگر احتياج به قصد ندارد و عقد به دائم تبديل مىشود . ج ) نقل و بررسى عبارت فقهاء شيخ در نهايه درباره نكاح متعه مىنويسد : و هو ما قدمنا ذكره من عقد الرجل على امرأة مدة معلومه به مهر معلوم و لا بد من هذين الشرطين و بهما يتميّز من نكاح الدوام فان عقد عليها متعةً و لم يذكر الاجل كان التزويج دائماً و لزمه ما يلزمه فى نكاح الغبطه من المهر و النفقة و الميراث و أن لا تبين منه الا بالطلاق او ما جرى مجراه و ان ذكر الاجل و لم يذكر المهر لم يصح العقد . ايشان مىفرمايند : مدت و مهر دو ركن متعه هستند كه اگر مهر ذكر نشود عقد باطل است ولى اگر اجل را ذكر نكرد به ازدواج دائم تبديل مىشود . در اين عبارت