السيد موسى الشبيري الزنجاني
5774
كتاب النكاح ( فارسى )
نيست و به اصطلاح بغض آنها تقرّباً الى الله نمىباشد . اين قبيل افراد را ما ناصبى نمىدانيم . عايشه و حفصه از اين قبيل مىباشند و به اين اصطلاح ناصبى نيستند « 1 » . در خود قرآن هم وارد شده است كه « فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما » ( تحريم 4 ) . اينها پيامبر را اذيت مىكردند ولى اين عداوتها تقرّباً الى الله نبود ، بلكه منشأ آن غلبه هوى و هوس و دنياطلبى آنها بوده است و به همين خاطر در روايت عايشه و حفصه جزء بلهاء شمرده شدهاند . در نتيجه : از نظر ما سند اين روايت تمام بوده و دلالت آن نيز بر مطلب كامل است . ج : روايت علاء بن رزين : انه سأل أبا جعفر عليه السلام عن جمهور الناس فقال هم اليوم اهل هدنة ترد ضالتهم و تؤدى امانتهم و تحقن دمائهم و تجوز مناكحتهم و موارثتهم « 2 » » اين روايت جمهور ناس را مسلمان مىداند ، بر خلاف صاحب حدائق كه جمهور ناس را مسلمان نمىداند و فقط اقليتى از مخالفين را به عنوان مستضعف مسلمان مىداند . د : روايت محمد بن قيس : اين روايت را ابن ادريس در مستطرفات از كتاب أبان بن تغلب نقل كرده است : قال اخبرنى ثعلبة بن ميمون ، عن محمد بن قيس الاسدى قال قال أبو جعفر عليه السلام ان رسول الله زوج منافقين أبا العاص بن الربيع و سكت عن الآخر . « 3 » « 4 » اين روايت به لحاظ سندى صحيح مىباشد و از نظر دلالت روشن است كه دايره
--> ( 1 ) - توضيح بيشتر : از بيانات استاد مد ظله استفاده مىشود كه نصب مراتب و معانى مختلفى دارد و اين دو نفر هر چند از مصاديق ناصبى كه ازدواج با آنها حرام است نمىباشند ليكن اين منافات ندارد كه برخى از معانى ديگر ناصبى باشند كما هو الحق . ( 2 ) - شيخ حر عاملى ، وسائل الشيعة ( آل البيت ) ، ج 20 ، ص 561 . ( 3 ) - ابن ادريس ، السرائر ، ج 3 ، ص 565 . ( 4 ) - استاد مد ظله مىفرمايند كه به قرينه اسنادى كه در اين روايات آمده ، اين كتاب از ابان بن تغلب نيست و به احتمال زياد اين كتاب متعلق به ابان بن محمد البجلى مىباشد . براى كسب اطلاعات بيشتر مراجعه كنيد به تعليقه استاد مد ظله در كتاب السرائر ، ج 3 ، ص 563 .