السيد موسى الشبيري الزنجاني
5766
كتاب النكاح ( فارسى )
نمىخواهند موضوع را روشن بيان كنند و مسأله تقيّه در كيفيت بيان حضرت هست . در اين روايت حتى يك جا به مسأله امامت اشاره نشده است . و قبلًا گذشت كه در بيت حمران بن أعين برخى از اهل خلاف بودند كه با اهل خلاف معاشرت داشتند و بعداً مستبصر شدند و حضرت نمىخواهند مسأله را واضح بيان كنند . مرحوم مجلسى تعبيرى راجع به دعائم الاسلام دارد كه « اظهر الحق تحت ستر التقيّة » در اين روايت هم امام ع با اشاره ، مطلب را افهام نمودهاند . راوى مىگويد : مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها » و حضرت نخواستهاند صريحاً بفرمايند كه اعمال اينها مصداق حسنه نيست . عبادت بدون ولايت مثل نماز بدون وضوء ، مصداق براى حسنه نيست و يا آنكه اگر به حساب بعضى از اعتبارات حسنه به حساب بيايد . مزد آن در همين دنيا به آنها داده مىشود مثل همين مصونيتى كه در دنيا براى آنها هست اين كمتر از عشر امثالها نيست . همين كه جان و مال آنها محفوظ باشد و نكاح آنها صحيح باشد كافى است كه بگويند مزد چنين اسلامى داده شده است . حضرت نمىخواهند صريحاً حكم كنند كه اعمال اينها براى آخرتشان مفيد نيست . او سؤال مىكند و حضرت مىفرمايد : مؤمن هفتاد امتياز و حسنه مىبرد ، اما اينكه اين ده حسنه هم در آخرت فقط براى مؤمن است را حضرت صريحاً بيان نمىكنند اما دقت در صدر و ذيل روايت اين معنى را افاده مىكند كه اين ده حسنه هم براى غير مؤمن در آخرت نيست . اول تعبير مىكند كه الايمان يشارك الاسلام و الاسلام لا يشارك الايمان و قد قال الله عزّ و جلّ : قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ ، حجرات / منافقين گويند ايمان آورديم بگو : ايمان نياورديد . بلكه بگوييد ما اسلام آورديم و هنوز ايمان در قلوب شما جاى نگرفته است [ پس نگوييد كه قلب ما هم اين عقايد را قبول كرده است ] از اينكه اين آيه را درباره مخالفين تطبيق نموده استفاده مىشود كه مىخواهد بفرمايد : اسلام اينها هم مانند اسلام منافقين است و اسلام منافقين اثر اخروى ندارد و تنها فايده دنيوى دارد . پس ما صدراً و ذيلًا استفاده مىكنيم كه « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها » براى كسانى است كه حسنه انجام دهند و اين طور نيست كه همه مخالفين واجد حسنه