السيد موسى الشبيري الزنجاني

5767

كتاب النكاح ( فارسى )

باشند بلكه اصلًا كارهاى آنها حسنه نيست . از تعبيراتى كه مرحوم مجلسى دارد و ما به روايات ديگر هم مراجعه كرديم از روايتى اين مطلب استفاده مىشود كه اعمال عبادى مستضعف و غير مستضعف باطل است ، چون ولايت شرط صحت عمل عبادى است ، منتها احياناً بعضى مستضعفين بهشتى هستند . اين از آيه قرآن و روايات استفاده مىشود چون در روايات هست كه ائمه ع فرموده‌اند : اگر تمام عمر را عبادت كنند اما معرفت حق ما را نداشته باشند « ما كان له على الله حق من ثواب الله » حق بهشت ندارند ، ولى در ذيل آن آمده كه « اولئك المحسن منهم بفضل رحمته » خداوند متعال از روى فضل به آنها بهشت عطا مىكند . مرحوم مجلسى اين روايت را خوب معنا كرده است كه اماميه و غير اماميه ذاتاً استحقاق بهشت ندارند تا اگر خداوند به آنها بهشت عطا نكرد ، ظلم كرده باشد چون آن مقدار انعامى كه بايد بشود ، خداوند انعام كرده است . لكن استحقاق عَرَضى براى مؤمنين هست ، چون به آنها وعده بهشت داده شده و خداوند تخلف وعده نمىكند . ولى براى غير مؤمن اصلًا وعده‌اى داده نشده است كه از آن روايات استفاده مىشود كه اينكه در اين روايت تعبير مىكند : « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها » اين درباره مؤمنين است لكن غير مؤمنين ، محسن از ايشان وارد بهشت مىشود ، چنانچه در آيه شريفه آمده و « آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ » توبه / 106 اما اعمال عبادى اينها مصداق احسان و حسنه نيست ، چون فاقد شرط ولايت است ، ولى اگر مخالف مستضعفى از يك مؤمنى رفع گرفتارى و ظلم كرده باشد اين مصداق براى احسان است ، چون توصلى است و تعبدى نيست تا فاقد شرط باشد اگر اين اعمال را انجام داده باشند قابليت تفضل دارند و بهشتى مىشوند و كسانى كه حسنات آنها ناچيز و سيئات آنها بسيار است ، اهل آتش هستند . خلاصه در اين