السيد موسى الشبيري الزنجاني
5764
كتاب النكاح ( فارسى )
اين حديث أخذ كنيم اقتضاء مىكند كه اين احكام براى امثال نواصب و خوارج هم جارى باشد ، ولى چون نصاً و فتواً مسلم است كه اين احكام براى آنها نيست ما بايد در اين روايت به وسيله ادله ديگر تصرف كنيم و نواصب و خوارج را از اين روايت خارج كنيم و بقيه را بگوييم كه اسلام دارند . تصرف ديگر اين است كه غير از جاهلين به امر امامت را نيز بايد خارج كنيم . چون ما به وسيله ادله ديگر ثابت كرديم كه مطلق غير مستضعف مسلمان نيستند مثل رواياتى كه مىگويد : اعمال مخالفين غير از مستضعفين صحيح نيست . قهراً به ادله خارجى اين روايت به مستضعفين اختصاص پيدا مىكند يعنى به اشخاصى كه نمىدانند مسأله امامتى هم هست و جاهل قاصرند . در اين روايت تعبير « أضيفوا الى الايمان » ذكر شده است ، مىفرمايد : اين به معناى قربوا من الايمان است . اينها موضوعاً گرچه خارج از مؤمنين هستند ولى حكماً داخل مؤمنين هستند ، يعنى همانطور كه مؤمن اهل بهشت است اينها هم اهل بهشت هستند . ادله خارجى قرينه است بر اينكه مطلق مخالفين غير از نواصب مراد نيست و اين قرينه است كه مراد قسم خاصى از مخالفين غير ناصبى است . به هر حال منشأ اين حمل يكى ادله خارجى است و ديگرى قرينه داخلى است كه در ذيل روايت آمده است كه از آن استفاده مىشود اعمال اينها صحيح است گرچه در مرتبه اماميه و اهل معرفت نيستند . تعبير ذيل روايت چنين است : « فهل للمؤمن فضل على المسلم فى شىء من الفضائل [ البته در نقل عياشى به جاى فضائل ، قضايا آمده كه بهتر است ] و الأحكام و الحدود و غير ذلك فقال : لا ، هما يجريان فى ذلك مجرى و احداً و لكن للمؤمن فضل على المسلم فى أعمالهما و ما يتقربان به الى الله تعالى » در كمال عمل و مراتب قرب به خداوند مؤمن بر مسلم ترجيح دارد و الّا مسلم نسبت به اين احكام ذكر شده و نسبت به صحت عمل و اصل تقرب به خداوند مشتركند « قلت : أ ليس الله عزّ و جلّ يقول : مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها « 1 » و زعمت انهم
--> ( 1 ) - انعام / 160 .