السيد موسى الشبيري الزنجاني
5755
كتاب النكاح ( فارسى )
مىباشد ، و قدماء و متأخرين شيعه و سنى اختلاف در مفهوم ايمان ندارند . تنها اختلافشان در اين است كه چه چيزى مصداق اعتقاد لازم مىباشد . سنىها مىگويند اعتقاد به توحيد و رسالت مصداق آن است ولى شيعه اعتقاد به امامت را نيز اضافه مىكند به طورى كه در عصر هر امامى ، اعتقاد به او و به ائمه قبل از او مصداق اعتقاد لازم مىباشد . بررسى روايات « المؤمنون بعضهم اكفاء بعض » بايد مسأله كفويتى كه در اين دسته روايات مطرح شده با دقت تجزيه و تحليل شود در اين روايات فرموده است مؤمنين كفو همديگرند ولى اينكه آيا كفاءت شرط اصل نكاح است يا شرط كمال نكاح ؟ ناظر به اين مطالب نيست ، آن را بايد از دليل ديگر اخذ كنيم . با بررسى آداب و رسوم زمان جاهليت معلوم مىشود كه مردم در آن روزگار دچار يك سلسله افكار موهوم و باطل بودند و امورى كه در نظر آنان ارزشمند بود در اسلام ارزشى نداشت . اين روايات مىگويند كفويت به آن امور نيست بلكه مؤمنين كفو يكديگرند به عبارت ديگر معلوم نيست كه اين روايات در مقام شرطيت كفاءت در صحت عقد باشد بلكه در مقام كفايت ايمان در كفويت است يعنى ازدواج امثال جويبرها صحيح است اما به اين معنى نيست كه حتماً بايد كفويت باشد تا عقد صحيح گردد . به عبارت ديگر اين جاى تأمل است كه بگوييم اين روايات هم ناظر به عقد اثباتى و هم ناظر به عقد سلبى مىباشند ، يعنى هم اثبات مىكنند كه مؤمن كفو مؤمن است و هم اثبات مىكنند كه مؤمن با غير مؤمن كفو نيست تا ازدواج با اهل كتاب متعةً كه همه جايز مىدانند و دواماً كه ما جايز مىدانيم و بقاءً كه باز همه جايز مىدانند . تخصيص اين روايات محسوب شود . تخصيص بودن اين موارد جاى تأمل است و اگر بر فرض قبول كنيم كه اين روايات هم ناظر به عقد اثباتى و هم ناظر به عقد سلبى هستند . سؤال اين است كه