السيد موسى الشبيري الزنجاني

5696

كتاب النكاح ( فارسى )

دو اصل ، اصل امامت ائمه منصوب از ناحيه پروردگار را اضافه نموده و مىگويند بدون اصل سوم مصداق ايمان محقق نمىشود كما اينكه شيخىها هم اعتقاد به شيوخ خود را به عنوان اصل چهارم اضافه كرده‌اند . لذا كلام شيخ طوسى رحمه الله كه در يك جا ، ادعاى اجماع بر اين نموده‌اند كه غير مؤمن نمىتواند با مؤمنه ازدواج كند با كلام او در كتب ديگرش كه ادعاى اجماع بر شرطيت ايمان بين الامة نموده است تفاوتى ندارد و استفاده از دو معناى متفاوت از ايمان در دو كتاب ايشان نمىباشد ، زيرا در همه اين موارد ، ايمان را به معناى اعتقاد لازم دانسته است . نتيجه مىگيريم كه ايمان مورد ادعاى اجماع در تمامى اين كلمات نه به معناى اخص خود است تا با اجماع امت سازگار نباشد و نه به معناى اعم تا ربطى به مورد بحث نداشته و مناقشه صاحب جواهر صحيح باشد بلكه به معناى اعتقاد لازم و نجاتبخش است ، پس مناقشه صاحب جواهر رحمه الله بر ادعاى اجماع ( دليل اول صاحب رياض ) صحيح نمىباشد « 1 » . ادامه بحث در جلسه آينده . ان شاء الله تعالى « * و السلام * »

--> ( 1 ) - قبلًا هم عرض كرده‌ايم كه زمانى در مشهد منزل يكى از آقايان كه مرحوم آقاى طباطبائى هم تشريف داشتند بودم . ميزبان كه تمايلاتى به بعضى معتقدات عامه داشت مىخواست بگويد كه آياتى كه لفظ مؤمنين دارد شامل همه مسلمانان كه به شهادتين قائل هستند و از جمله عامه مىشود ، زيرا در زمان صدور اين آيات ، مسأله اثنى عشريت اصلا مطرح نبوده است ( تا اين آيات را در مورد اثنى عشرى بودن معنا كنيم ) ما در آنجا گفتيم ايمان به معناى اعتقاد لازم است كه هر زمان مصداق خود را دارد ، پس نمىتوان با عدم مطرح بودن اثنى عشريت در زمان صدور آيات آنها را در معناى اعم به كار برد . كه اين معنا و گفتار ما مورد تأييد مرحوم آقاى طباطبائى نيز قرار گرفت .