السيد موسى الشبيري الزنجاني
5736
كتاب النكاح ( فارسى )
را بر امير المؤمنين عليه السلام مقدم بدارد . و اين معنا در روايات آمده است ، و قهراً رواياتى كه ازدواج با ناصبى را جايز ندانسته و حكم به كفر او كرده تمام مخالفينى كه جبت و طاغوت را بر امير المؤمنين عليه السلام مقدم مىدارد شامل مىشود . و همه را كافر قلمداد مىكند . بنابراين ازدواج با آنها جايز نيست . اين مختار ايشان است و مىفرمايد دو روايت عبد الله بن سنان و روايت معلّى بن خنيس « 1 » نيز بر اين مطلب صراحت دارد كه ناصبى كسى نيست كه با پيامبر و آل او عليه السلام دشمن باشد و از آنها تبرّى جويد ، بلكه ناصبى كسى است كه دشمن شما شيعيان باشد . به خاطر اينكه شما ما را دوست داريد . بنابراين ناصبى يك معناى وسيعى دارد و رواياتى كه ازدواج با ناصبى را جايز ندانسته و حكم به كفر اهل نصب كرده است همه آنها را شامل مىشود ، فقط مستضعف از آنها استثناء مىشود ، پس ازدواج با مخالفين به جز مستضعف چه مرد و چه زن جايز نيست « 2 » . بنابراين عمده در بحث اين است كه ببينيم مراد از ناصبى كيست و مراد از مستضعفى كه ازدواج با او اجازه داده شده چيست ؟ و آيا بين مرد و زن در مسأله مستضعف تفصيلى هست يا نه ؟ اين مباحث را در جلسات آينده دنبال مىكنيم . ان شاء الله « * و السلام * »
--> ( 1 ) - وسائل الشيعة 29 / 133 - 132 ، باب 68 من أبواب القصاص فى النفس ، حديث 2 و 3 . ( 2 ) - الحدائق الناضرة ، 24 / 61 - 60 .