السيد موسى الشبيري الزنجاني
5837
كتاب النكاح ( فارسى )
خواهد شد . اما در صورتى كه خود زن رضايت به چنين مردى ندارد و لو از اين جهت كه مرد داراى چهره منكر يا مريض و ضعيف الجثه و مانند آن است ، رد كردن خاطب اشكالى ندارد ، خصوصاً با ملاحظه سيره قطعيه . نظر استاد مد ظله به نظر ما كلام صاحب جواهر در اين قسمت صحيح و تمام است و اشكالات ايشان نيز وارد مىباشد . البته صاحب جواهر پس از اين مطلب وارد بحث ديگرى با كشف اللثام مىشود كه چون تعرض به آن اهميت چندانى ندارد از ذكر آن خوددارى مىكنيم . ب ) [ اگر زوج خود را به قبيلهاى منتسب نمايد ولى بعداً معلوم مىشود كه از آنها نيست . ] متن شرايع : و لو انتسب الزوج الى قبيلة فبان من غيرها كان للزوجة الفسخ مورد بحث در اين فرع اين است كه اگر زوج خود را به قبيلهاى منتسب نمايد ولى بعداً معلوم مىشود كه از آنها نيست . آيا در اين صورت زوجه حق فسخ عقد را دارد يا چنين حقى براى او ثابت نيست ؟ دليل قائلين به فسخ ، عمده دو چيز است . يكى اينكه مرد در اين صورت تدليس كرده و خيار تدليس براى زن ثابت است . و ديگر تمسك به مضمره حلبى است . در اين جلسه ابتداء دليل دوم را مورد بحث قرار مىدهيم . 1 - دليل قائلين به فسخ : تمسك به مضمره حلبى روايت اين است : محمد بن الحسن باسناده عن الحسين بن سعيد عن ابن ابى عمير عن حماد عن الحلبى فى حديث قال : « و قال فى رجل تزوج امرأة فيقول : أنا من بنى فلان فلا يكون كذلك . قال : يفسخ النكاح ، او قال : يردّ « 1 » » 2 - كلام صاحب كشف اللثام در رابطه با سند روايت بررسى سند روايت : صاحب كشف اللثام اين روايت را به خاطر مضمره بودن رد كرده است . آنگاه در ادامه فرموده « و لا يجدى أن الحلبى اعظم من أن يروى نحو ذلك عن
--> ( 1 ) - الوسائل ، باب 16 من ابواب العيوب و التدليس ، الحديث 1 .