السيد موسى الشبيري الزنجاني
5439
كتاب النكاح ( فارسى )
حمل بر تقيه مىكردند . حالا كه تخصيص كتاب هم اضافه شده ، نمىتوانيم تقيه را كنار گذاشته بگوييم روايت مخالف عامه جعلى و اشتباه و دروغ است چون هم مخالف بناى عقلاء است به خاطر توثيق راوى و هم مخالفت تعبير روايت ( كسى حق تشكيك ندارد ) . به علاوه بحث ما مثل ديدن ماه نيست كه در آن امكان اشتباه زياد است ؟ اين تفاصيلى كه راوى نقل مىكند كه شب بيتوته با زن ممنوع است و روز مجاز مىباشد و اگر مشركه بود شب و روز ممنوع است ، اشتباه در آن بسيار بعيد است . پس در اين تعارض اصالة الصدور را حفظ و در اصالة الجهة تصرف مىكنيم . در باب مخالفت با قرآن هم نسبتهايى به ائمه عليهم السلام داده مىشده كه اينها مخالف قرآن حرف مىزنند . روى اين جهت ائمه عليهم السلام فرمودهاند اگر روايتى مخالف قرآن بود آن را كنار بگذاريد . منظورشان جايى است كه حتى جمع عرفى هم وجود ندارد كه اين از بحث ما خارج است . مورد بحث جايى است كه تصرف در عمومات و مطلقات قرآن مىشود . در موارد فراوانى عمومات و اطلاقات قرآن به وسيله روايات تخصيص و تقييد خورده و در همين لا تمسكوا بعصم الكوافر بلااشكال استدامه ازدواج با كتابيه جايز است . بنابراين اگر به خاطر حفظ اصالة الصدور ( به خاطر بناء عقلاء و روايات حجيت خبر ثقه ) از اصالة العموم و اصالة الجهة رفع يد كنيم ، اشكالى پيش نمىآيد . استدراك معنى مخالفت با قرآن در صحيحه عبد الرحمن همان است كه گفتيم . اما منظور از مخالفت با كتابى كه در مقبوله عمر بن حنظله وارد شده ، مخالفت با ظاهر قرآن است نه آن جايى كه جمع عرفى نباشد . چون در آنجا امام عليه السلام در باب مرجحات ، اول مىفرمايد : اصدقهما و اعدلهما ، بعد مىفرمايد ما اشتهر بين اصحابك بعد ، ما وافق الكتاب و بعد ، ما خالف العامة . آقاى خويى رحمه الله بر مبناى خودشان اين روايت را قبول ندارند . ولى ما چون به روايت اشكال نمىكنيم بايد در اين مورد بحث كنيم .