السيد موسى الشبيري الزنجاني
5416
كتاب النكاح ( فارسى )
در مقابل روايات دسته اول ، دستهاى ديگر از روايات است كه مهم آنها روايت منصور بن حازم است ، در اين روايت آمده است كه زن مرد مجوسى ( كه يكى از اصناف اهل ذمه است ) اگر مسلمان شد ( در صورت مدخوله بودن ) بايد عده نگه دارد . اگر مجوسى در مدت عده ، مسلمان شد نكاح آنها باقى است ولى اگر عده تمام شد و مجوسى ، مسلمان نگرديد بايد از هم جدا گردند . از دسته اول روايات ، بقاء نكاح و از روايت منصور در نظر گرفتن عده و عدم بقاء نكاح فهميده مىشود ، وجه جمع اين روايات چگونه است ؟ ب ) بيان جمع بين دو دسته از روايات وجوهى براى جمع ما بين روايت منصور و روايات دسته اول بيان شده است : 1 - جمع روايات توسط شيخ طوسى رحمه الله : ايشان مىفرمايد : روايات دسته اول كه دلالت بر بقاء نكاح مىنمود ناظر به « من له ذمة » است كه آن را حمل مىنماييم بر كسى كه به شرايط ذمه عمل مىكند ، ولى روايت منصور را - كه در مورد مجوسى و مشرك به يك منوال حكم شده است - بر مجوسىاى حمل مىكنيم كه به شرايط ذمه عمل نمىنمايد « 1 » ( لذا تفاوت مجوسى و مشرك در اين مسأله ، تنها در اين مىشود كه مجوسى شأنيت اهل ذمه شدن و برخوردارى از نوعى احترام را دارد - در صورت عمل به شرايط ذمه - ولى مشرك اين شأنيت را هم ندارد و اشتراكشان در عدم احترام است . البته به اين خاطر كه چون مجوسى به شرايط ذمه عمل ننموده لذا بالفعل از دائره اهل ذمه خارج شده است و احكام مترتب بر اهل ذمه را دارا نيست ) .
--> ( 1 ) - تهذيب : چاپ دار الكتب الاسلاميه ، ج 7 ، ص 301 ، ح 16 ، استبصار ، چاپ دار الكتب الاسلاميه ، ج 2 ، ص 381 ، ذيل ح 662 ، النهايه فى مجرد الفقه و الفتاوى ، چاپ دار الكتب العربى بيروت ، ص 457 قال : فان اسلمت المرأة و لم يسلم الرجل و كان الرجل على شرائط الذمه فانه يملك عقدها غير انه لا يمكن من الدخول اليها ليلًا و لا من الخلّو بها و لا من اخراجها من دار الهجرة الى دار الحرب و ان لم يكن بشرائط الذمه ، انتظر به عدّتها فان اسلم قبل انقضاء عدتها فانه يملك عقدها و ان اسلم بعد انقضاء العده ، فلا سبيل له عليها .