السيد موسى الشبيري الزنجاني

5455

كتاب النكاح ( فارسى )

زوج كه نظر ايشان بقاء عقد است به اين روايت استدلال مىكند و هيچ اشاره‌اى به ضعف روايت نمىنمايد ولى در بحث اسلام زوجه كه نظر ايشان عدم بقاء عقد است هيچ اشاره‌اى به اين روايت نمىكند و حتى مىگويد ادله‌اى كه دلالت بر بقاء زوجيت مىنمايد كه شيخ طوسى به آنها تمسك نموده همگى ضعيف مىباشند . به نظر ما اين تناقض گويى است اگر اين روايت واقعاً ضعيف بوده و قابليت استناد ندارد چرا در بحث اسلام زوج به آن استناد كرده‌ايد و اگر صحيح است چرا در بحث اسلام زوجه به آن استناد نكرده و ضعيف شمرده‌ايد . به هر حال ما نفهميديم كه چرا ايشان در اين دو موضوع ، متناقض با يكديگر بحث كرده است . دليل دوم : مرسله ابن ابى عمير از محمد بن مسلم در بحث اسلام زوج يكى از ادله مسأله اين روايت است و ما به آن استناد مىكنيم و گفتيم كه در اسلام زوجه نيز ما به آن اخذ مىكنيم در اين صورت يا جمعى كه شيخ طوسى نموده قائل مىشويم ايشان فرموده اين روايت حكم كسى را كه به شرايط ذمه عمل مىكند بيان نموده است مثلا مجوسى ممكن است به شرايط ذمه عمل كند و ممكن است عمل ننمايد پس گاهى « له الذمة » و گاهى « ليس له الذمه » حساب مىشود ولى روايت منصور بن حازم كه درباره مجوسى « 1 » فرموده بايد عده نگه دارد ، منظور مجوسى كه « ليس له الذمه » مىباشد . شيخ طوسى چنين جمع فرموده است البته ما اين جمع را خيلى عرفى نمىدانيم . نظر مرحوم آقاى خويى در تعارض بين روايات مرحوم آقاى خويى رحمه الله در تعارض بين روايات مىفرمايند بايد به اطلاقات يا عمومات كتابى مراجعه نموده و هر يك كه موافق مطلق يا عموم كتابى است اخذ و هر يك كه مخالف است طرح نماييم .

--> ( 1 ) - همان گونه كه گفتيم روايت منصور بن حازم به نقل صاحب حدائق كلمه « مجوسى » را نداشت و همين منشأ كلام صاحب حدائق شده بود ولى در نقل‌هاى ديگر مجوسى دارد .