السيد موسى الشبيري الزنجاني
5180
كتاب النكاح ( فارسى )
در تمام جهات با هم اختلاف داشته باشند بلكه اگر در بعضى جهات هم ( فى الجمله ) با هم مساوى نباشند در صدق عدم استواء كافى است مثلا اگر زيد و عمرو در نُه علم از دَه علم با هم مساوى باشند و فقط در يك علم با هم مساوى نباشند و بعد گفته شود كه بين زيد و عمرو در علم تساوى نيست اين اطلاق صحيح مىباشد و لازم نيست در تمام ده علم با هم متفاوت باشند . ثانياً : در صورت صرف نظر از اشكال اول ، واضح است كه اصحاب الجنة ( مسلمين ) با اصحاب النار ( كفار و مشركين ) مشتركات بسيارى دارند مثلًا در امور تكوينى مثل غذا خوردن ، راه رفتن و . . . و در امور اعتبارى مثل مالك شدن بعد از خريدوفروش با هم مشتركند و مسلماً آيه نمىخواهد حتى نسبت به اين مشتركات نفى استواء بكند . پس آيه بايد در صدد نفى استواء نسبت به امر خاصى باشد كه البته در ادامه آيه آن را تعيين مىنمايد ؛ لا يَسْتَوِي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ ، أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ ، آيه مىگويد اين دو در فائز بودن با هم مساوى نيستند پس اصلًا ربطى به مورد بحث ما ( نكاح ) ندارد . شاهد بر اين مدعا هم اين است كه ازدواج با فساقى كه جنايات زيادى مرتكب شدهاند و از اصحاب النار به شمار مىآيند ، باطل نيست . ب ) بررسى استدلال به آيه 25 سوره نساء ( وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ « 1 » الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ ) بر حرمت نكاح با كتابية 1 - استدلال به آيه ، بدون استفاده از مفهوم وصف
--> ( 1 ) - هر چند در عدهاى از آيات و روايات مراد از محصنات ، زنان شوهردار مىباشد ولى اين معنا در اين آيه صحيح نيست ، زيرا آيه در صدد بيان محللات من النساء براى ازدواج مىباشد كه قطعاً شامل زنان شوهردار نمىگردد ، بلكه مراد از محصنات مؤمنات در اين آيه حرائر عفيفه مؤمنه است زيرا نوعاً از امه به محصن تعبير نمىكنند به علت اينكه در جوامع آن دوره نفس حرّ بودن نوعى حصن محسوب مىشده بر خلاف امه بودن كه چنين نبوده لذا اماء مكشوف الرأس نيز در جامعه ظاهر مىشدهاند .