السيد موسى الشبيري الزنجاني
5159
كتاب النكاح ( فارسى )
احصان شخص مىشود و با ازدواج شخص از خطرات و انحرافات جنسى به حسب نوع محفوظ مىشود . در قرآن كريم نيز به زنهاى شوهردار محصنات تعبير مىكند به اين معنى كه با ازدواج در حصن و حصار قرار مىگيرند . كوافر نيز جمع كافرة [ زن غير مسلمان ] است « 1 » . استدلال به اين آيه نيز به سه تقريب است . تقريب اول : تقريب اول استدلال به آيه اين است كه اگر شخص مسلمان شد و همسر او كافره بود يا آنكه مرد مسلمان بود و قبل از نزول آيه تحريم ، همسر كافره اختيار كرده بود . اين آيه مىفرمايد : اين زنهاى كافره را همسر و زوجه خود حساب نكنيد و به عصمت كافرات تمسك نجوييد . و ترتيب اثر بر آن زوجيت ندهيد . در روايات آمده است كه اول ، اسلام را بر آنها عرضه بداريد اگر قبول كردند مىتوانيد به زوجيت با آنها ادامه دهيد و گرنه از آنها جدا شويد . پس اين آيه ، ازدواج با كتابيات را بقاءً ممنوع مىداند . و بالاولويّه العرفيه استفاده مىشود كه ازدواج با آنها حدوثاً هم جايز نيست . عرف از نهى از بقاء ازدواج مىفهمد كه نهى از حدوث ازدواج مفروغ عنه است . از اين رو تنبيه بر آن داده نشده است چون اولويت دارد . تقريب دوم : تقريب دوم استدلال به آيه كه در جواهر آمده است اين است كه آيه شريفه از امساك به زوجيت كتابيات نهى كرده است مطلقاً چه اين امساك و تمسك بقاءً باشد و چه حدوثاً . تقريب سوم : صاحب جواهر مىفرمايد : با صرف نظر از اطلاق مىتوان با تقريب ديگرى مشموليت آيه را استفاده كرد و آن اينكه استدامه از لوازم احداث زوجيّت است . و كسى كه احداث زوجيّت مىكند اين احداث زوجيت ، استمرار و لو آناً ما پيدا مىكند ، لذا هر چند بگوييم آيه از امساك به زوجيت بقاءً و استمراراً نهى كرده
--> ( 1 ) - در اينكه اهل كتاب كافر هستند و به كتابيات كوافر يا كافرات اطلاق مىشود [ از نظر اطلاقات قرآنى و روايى ] هيچ جاى شبهه نيست . [ قرآن كريم مىفرمايد : لم يكن الذين كفروا من اهل الكتاب و المشركين منفكّين . بينه / 1 ] [ استاد دام ظله ]