السيد موسى الشبيري الزنجاني

5160

كتاب النكاح ( فارسى )

است ، ولى احداث زوجيت هم مستلزم چنين امساكى هست . آيه سوم : قوله تعالى : لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ . مجادله / 22 . تقريب استدلال اين است كه آيه شريفه از موادّه مؤمنين با دشمنان خدا و رسول منع كرده است و بدون شك ازدواج به حسب تكوين و عالم خارج منشأ موادّه و محبت مىشود . چنانچه آيه شريفه مىفرمايد : جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً . روم / 21 ، و اين آيه ناظر به ازدواج است . و چون موادّه با كفار جايز نيست آنچه سبب موادّه با آنها شود و مواده با آنها را ايجاد كند نيز جايز نيست . و ازدواج با كافر موجب مواده با كافر مىشود پس مورد منع آيه شريفه است . آيه چهارم : قوله تعالى : لا يَسْتَوِي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ . حشر / 20 . تقريب استدلال چنين است كه آيه شريفه استواء اصحاب النار و اصحاب الجنة را نفى مىكند و نكره در سياق نفى كه مفيد عموم است ، در اينجا هم هر چه استواء بر آن صدق كند چه استواء من جميع الجهات باشد و چه استواء در بعضى از جهات باشد آيه آن را نفى كرده است . و يكى از آن جهات ، مناكحه و ازدواج است و آيه شريفه مىفرمايد اصحاب النار [ كه كفار از اصحاب النار هستند ] و اصحاب الجنة در هيچ زمينه تساوى ندارند ، پس ازدواج مسلمان با كافرات جايز نيست و گرنه لازم مىآيد استواء فى الجمله ثابت باشد يعنى در جواز نكاح ، كافرات با مؤمنات مساوى باشند و نكاح با هر دو آنها جايز باشد . و اين خلاف آيه شريفه است . * اين چهار دليل قرآنى در مختلف علامه آمده است . صاحب جواهر « 1 » علاوه بر اين آيات ، دليل پنجمى از آيات اضافه مىكند كه در جلسه آينده آن را مطرح مىكنيم . انشاء الله تعالى . « * و السلام * »

--> ( 1 ) - جواهر الكلام ، 30 / 28 و 29 .