السيد موسى الشبيري الزنجاني

5157

كتاب النكاح ( فارسى )

است و به اين استدلال ضميمه شده كه اهل كتاب مشركند ] در نتيجه ، ازدواج با زنان اهل كتاب جايز نيست ، اما آيه‌اى كه دلالت مىكند اهل كتاب مشركند اين آيه است . « وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ * اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ . توبة / 30 و 31 . از اين دو آيه استفاده مىشود كه يهود و نصارى شرك در عبادت دارند و مشرك به حساب مىآيند . اين تقريب از استدلال ، از قديم در كلام سيد مرتضى و من تبع او آمده است . قبل از علامه ، قطب الدين راوندى در فقه القرآن اين تقريب از استدلال را ذكر كرده است و برخى از اشكالات كه به اين تقريب شده است را خواسته جواب دهد كه بعداً آن را مطرح مىكنيم . تقريب دوم : دومين تقريب استدلال به اين آيه است كه بر فرض ، عنوان مشرك بر اهل كتاب صادق نباشد ، در آيه شريفه نهى مغيّا به غايت شده است و فرموده : « حتى يؤمنّ » تا ايمان نياورند ، نمىتوانيد با آنها ازدواج كنيد و نفرموده يا ايمان بياورند يا به آيين اهل كتاب درآيند . بنابراين ، فرضاً اگر اهل كتاب مشرك نباشند و مشرك مختص به بت‌پرست‌ها باشد ، لكن شرط جواز نكاح با مشركان ، ايمان است و اهل كتاب نيز شرط جواز كه ايمان است را دارا نيستند . بنابراين ، اگر بت‌پرست‌ها ايمان نياورند و كتابى شوند باز ازدواج با آنها جايز نيست . اين مقدار از استدلال در جواهر الكلام آمده است و اين تقريب به ذهن ما نيز آمده بود بعداً ديدم در جواهر هم هست لكن اين مقدار از تقريب نقصان دارد و محتاج به ضميمه‌اى است كه در جواهر نيست و آن اينكه ممكن است كسى بگويد اين تقريب از استدلال اخص از مدعاست ، زيرا آيه دلالت مىكند كه مشرك تا ايمان