السيد موسى الشبيري الزنجاني

5190

كتاب النكاح ( فارسى )

مطلب در محبت به معصومين عليهم السلام نقش دارد در اثر گفتگو و مذاكره و تبليغات ممكن است انسان به شخصى علاقه يا نفرت پيدا كند . زندگى در بلاد كفر باعث مىشود كه انسان علاقه‌اش به اولياء دين كم شود . اين مطلب را ما در بحث تجرّى نيز مطرح كرده‌ايم مرحوم آخوند در حاشيه رسائل مىفرمايد : « عشق و علاقه و امثال اينها اختيارى انسان نيست « 1 » » و ما آنجا گفته‌ايم كه اين طور نيست و اين امور اختيارى انسان است . شاهد بر مطلب اينكه انسان گاهى ميل به غذا ندارد ولى با خوردن غذاهاى مشهّى و اشتهاآور و يا خوردن دارو ميل و علاقه ايجاد مىكند . پس علاقه مع الواسطه تحت اختيار انسان است . پس اينكه ايشان فرموده مودّت داشتن به كفار نمىتواند موضوع نهى قرار گيرد چون از امور اختيارى نيست تمام نمىباشد . مناقشه دوم : ايشان فرمود : « در آيه شريفه وصف محادّة [ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ] موضوع حكم قرار گرفته است . و هرگاه وصف موضوع حكم قرار گرفت وصف علت الحكم » است و معناى آيه با توجه به اينكه وصف أخذ شده است اين است كه « اگر كسى به خاطر دشمنى با خدا و رسول به دشمنان خدا و رسول موادّه و خدمتى بكند اين كار با ايمان سازگار نيست و مؤمن چنين كارى نمىكند » . اين مطلب نيز تمام نيست زيرا مجرد أخذ وصف قرينه نمىشود كه آن وصف دخيل در حكم است زيرا گاهى عنوان مشير است . اگر گفتند هرگاه سؤال شرعى داريد از كسانى كه در مدرسه فيضيه هستند سؤال كن ، معنايش اين نيست كه در مدرسه فيضيه بودن دخالت در حكم دارد بلكه چون كسانى كه در فيضيه هستند طلّاب علوم دينى و آشنا به مسائل دينى هستند گويند از اينها سؤال كن . پس عنوان مأخوذ ، در اين مثال دخالتى در حكم ندارد . پس مجرّد اخذ عنوان شاهد بر اينكه عنوان ، دخيل در حكم و علت حكم است ندارد ، بلكه تناسبات حكم و موضوع اقتضاء مىكند كه انسان

--> ( 1 ) - حاشية الآخند الخراسانى ، على الرسائل ، مبحث التجرّى .