السيد موسى الشبيري الزنجاني
4689
كتاب النكاح ( فارسى )
ولد رضاعى يا ام رضاعى مجرد شير خوردن بطورى كه فقط مسمى آن صادق باشد كافى نيست و بايد مرتبهء خاصى ملاحظه شود و از طرفى بعضى از مراتب هست كه مصداقيت آنها براى آيه شريفه « وَ أُمَّهاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ » بسيار روشن است و نيازى به تفسير و بيان آنها توسط سنت نيست مثل اينكه بچهاى يك سال يا دو سال از زنى شير بخورد در اين مورد حتى اگر در بين از شير زن ديگرى نيز استفاده شده باشد ، ولى عرفا مادر شدن و ولد رضاعى بودن صادق است و نيازمند به بيان سنت نيست پس در سنت بايد حدّى بيان شود كه مصداقيت عرفى آن روشن نيست تفسير به انبات لحم و اشتداد عظم نيز خود تفسيرى مبهم است كه نيازمند به بيان دارد زيرا انبات لحم و اشتداد عظم نيز يك مرتبهاى عالى دارد كه عرف بدون ترديد با ملاحظهء آن مرتبه حكم به تحقق رضاع مىنمايد . و اما براى تحقق مراتب ديگرى كه صدق عرفى آنها خيلى روشن نيست بايد حدّى بيان شود . با اين مقدمه ، در ما نحن فيه مىگوييم : چنانچه در مباحث سابقه گذشت در صورت عادى و متعارف بين انبات لحم و عدد و زمان تلازم وجود دارد و اقتضاى اولى نيز اين است كه روايات ناظر به فرض متعارف مىباشند بنابراين فرقى ندارد كه قائل به مجموع الامرين شويم يا أحد الأمرين را كافى بدانيم و يا شرط را يكى از آنها قرار دهيم زيرا در هر صورت شرط ديگر نيز حاصل است . اما از جهت ثبوتى و اينكه معيار ثبوتى چيست كه در مواردى كه بر خلاف متعارف و عادت وجود دارد ، آن مىبايست ملاك حرمت قرار گيرد . به نظر مىرسد ميزان و معيار بودن عدد و زمان براى تشخيص در نظر عرف بسيار آسانتر و در دسترستر از اين است كه انبات لحم و اشتداد عظم را ملاك قرار دهيم زيرا همانطورى كه در مقدمه گفتيم مراد از انبات لحم و اشتداد عظم نيز آن مرتبه عالى و روشن عرفى آن نمىباشد بلكه مرتبهء خاصى از آن است كه در سنت به آن اشاره شده است و با توجه به اينكه بين معناى دقّى و عقلى انبات لحم تا مرحله عرفى آن تفاوت زيادى وجود دارد كه تعيين مرتبهاى از آن فى حد نفسه و بدون معرّفات