السيد موسى الشبيري الزنجاني

4662

كتاب النكاح ( فارسى )

جمع بين صدر و ذيل كلام همان جماعتى كه ذيل فرمايش آنان را در بالا ذكر كرديم صورت گرفته باشد . زيرا آنان موضوع نشر حرمت را در صدر كلام خود ، مجموع الامرين قرار داده و فرموده‌اند : نشر حرمت با رضاعى حاصل است كه موجب انبات لحم و اشتداد عظم باشد . و همانطور كه عرض كرديم در ذيل آن نيز فرموده‌اند : چنانچه با رضاع ، هيچ يك از اين دو حاصل نشود ، نشر حرمت صورت نمىپذيرد . ظاهراً ايشان از جمع بين اين صدر و ذيل استفاده نموده‌اند كه انبات لحم و اشتداد عظم ، اثباتاً و نفياً با هم تلازم دارند يعنى وجود هر يك ملازم با ديگرى و نفى هر كدام نيز ملازم با نفى ديگرى است . 4 ) اشكال استاد مد ظله به استعمال اوْ در متلازمين : از آنجا كه حرف « اوْ » براى بيان وحدت ما قبل و ما بعد خود نيست بلكه ظاهر در اين است كه ما قبل و ما بعد را قسيم يكديگر قرار مىدهد ، لذا عطف متلازمين به يكديگر به وسيله حرف « اوْ » خلاف ظاهر بوده و نيازمند قرينه است . بنابراين ، اگر مثلًا براى بيان وقت ثبوتى نماز در جايى كه درست شش ساعت پس از طلوع آفتاب ظهر مىشود ، بگويند : « دخول وقت نماز به اين است كه شش ساعت از طلوع آفتاب بگذرد يا مؤذّن اذان بگويد » خلاف ظاهر خواهد بود ؛ زيرا اين دو ، ثبوتاً متلازم هستند . اما نظر به اينكه گذشت شش ساعت از طلوع آفتاب و اذان مؤذن ، اثباتاً تفكيك پذيرند ، - و علم افراد نسبت به هر يك از آنها مىتواند با علم نسبت به ديگرى همراه نباشد ، كما اينكه ممكن است تنها صداى اذان را بشنوند و يا فقط ديدن ساعت براى آنها امكان‌پذير باشد - مانعى ندارد كه به قرينهء مقام اثبات و طريق علم افراد بگويند : « اگر از اول آفتاب 6 ساعت گذشت يا مؤذّن اذان گفت ، مىتوانيد نماز بخوانيد . » در واقع معناى اين عبارت اين است كه اگر فهميديد شش ساعت از طلوع آفتاب گذشته ، يا متوجه شديد كه اذان مىگويند ، خواندن نماز جايز است .