السيد موسى الشبيري الزنجاني

4739

كتاب النكاح ( فارسى )

5 / 12 / 1381 دوشنبه درس شمارهء ( 515 ) كتاب النكاح / سال پنجم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس اين جلسه : استاد هم در صغراى اضبطيّت صدوق از شيخ اشكال مىكنند و هم در كبراى لزوم تقديم خبر اضبط . به خلاف مرحوم آقاى خويى كه اضبطيّت صدوق را قبول كرده‌اند و كبرا را نيز پذيرفته‌اند و فقط اشكالشان اين است كه ما نحن فيه مصداق رجوع به اضبطيّت نيست ؛ زيرا آن در جايى است كه دو خبر و دو طريق نباشد در حالى كه در اينجا چنين است و اما در بحث كبروى ترجيح روايت اضبط و اثبت بر غير آن در مقام تعارض استاد به مقبوله عمر بن حنظله تمسك مىكنند ، خلافاً للسيد الخويى و على تقدير عدم قبول مقبوله ، استاد استدلالى ذكر مىنمايند براى اثبات كبراى مذكور از طريق تعدّى از مرجحات منصوصه كه سپس دو اشكال به آن مىنمايند . و در نهايت نسبت بين روايت فضيل و زياد بن سوقه را تباين مىنمايند كه قابل جمع عرفى نيست و كلام نراقى را كه نسبت را عموم و خصوص مطلق دانسته‌اند ، نقد مىكنند . * * * در بحث ديروز معلوم شد كه در مسأله اختلاف نقل مثل صدوق و شيخ ، اضبطيّت صدوق از شيخ ، چندان معلوم نيست و ترجيح دادن نقل صدوق با اين اضبطيّت - على فرض قبول آن - نيز روى بعضى مبانى كه بيان خواهد شد صحيح نمىباشد ، اگر چه شيخ انصارى ( رحمه الله ) و مرحوم آقاى خويى كبراى مسأله - تعيّن اخذ به نقل اضبط - را قبول ندارند و آقاى خويى ، حتى صغراى بحث را هم قبول دارد