السيد موسى الشبيري الزنجاني
4478
كتاب النكاح ( فارسى )
كه با شما بستم در حالى كه خداوند متعال خلف وعده نمىكند و شرطى براى عمل كردن به عهد خودش ندارد « 1 » إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ ( آل عمران / 9 ) بنابراين ، احتمال دوم در آيه مراد است كه « عهدى » از باب اضافهء به فاعل و « عهدكم » نيز اضافهء به فاعل باشد . يعنى اگر من دستورى دادم به شما ، شما ترتيب اثر بدهيد و خواستهء مرا انجام دهيد شما هم اگر خواستهاى داشتيد من ترتيب اثر مىدهم و دعاى شما را مستجاب مىكنم . منتهى شرطش اين است كه شما تقوا داشته باشيد تا من هم خواستهء شما را عملى كنم . پس اضافه ، اضافهء به فاعل است در نتيجه متعهد شخصى است و وفاكننده شخص ديگر است . * شاهد ديگر : در تفسير قمى روايتى هست كه سندش چنين است : الحسين بن محمد بن عامر عن المعلّى بن محمّد بن البصرىّ عن ابن أبى عمير عن أبى جعفر الثانى عليه السلام [ كه سند از خود على بن ابراهيم است نه از غير او و معلّى را هم ما اشكال نمىكنيم . دربارهء او هر چند تعبير « يُعرف و يُنكر » گفته شده است لكن به نظر ما از اين جهت اشكالى نيست و لو بعض رواياتش مُنكر باشد . معلّى شيخ اجازه نيز هست . تعبير يعرف و ينكر بعضى از روايات او قابل قبول نيست و برخى قابل قبول است ولى هنگامى كه روايات قابل قبول او را مشايخ اتخاذ كردهاند قابل اعتماد است ] فى قوله تعالى : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ قال : ان رسول الله صلى الله عليه و آله عقد عليهم لعلىٍّ ( صلوات الله عليه ) بالخلافة من عشرة مواطن ثم أنزل الله يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ التى عقدتها عليكم لأمير المؤمنين عليه السلام « 2 »
--> ( 1 ) - نگارنده گويد : وعدههاى الهى بر دو قسم است وعدههاى مطلق مثل آيهء نور / 55 و وعدههاى مشروط مثل إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ و آيهء إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ هر دو قسم وعدههاى الهى اعم از مطلق و مشروط را شامل است . آيهء محل بحث نيز از قسم وعدههاى مشروط الهى است كه أُوفِ بِعَهْدِكُمْ را متوقف بر أَوْفُوا بِعَهْدِي فرموده است بنابراين به نظر مىرسد نه آيهء إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ و نه آيهء أُوفِ بِعَهْدِكُمْ ، شاهد نيست كه عهد در آيه از باب اضافهء به فاعل است . ( 2 ) - تفسير القمى 1 / 188 ذيل المائدة / 1