السيد موسى الشبيري الزنجاني
4479
كتاب النكاح ( فارسى )
از اين روايت نيز بر مىآيد كه وفا كننده لازم نيست همان عاقد يا متعهد باشد . جصاص و طبرى و غير او « العقود » را به ما عقد الله عليكم تفسير كردهاند . طبرى معانى مختلفى نقل مىكند سپس گويد : أقرب اقوال اين است كه أَوْفُوا بِالْعُقُودِ يعنى دستوراتى كه خداوند متعال براى شما در حلال و حرام و مانند آن صادر كرده را عمل كنيد . همان معنايى را كه قبلًا گفتيم كه مراد فرامين الهى است و أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ كه بعد از آيه آمده با آن سازگار است و مراد ، الزامات الهى و قراردادهايى است كه خدا براى شما بسته و شما را بدان الزام كرده است « 1 » البته ما قرارداد مىگفتيم ولى او قرارداد نمىگويد بلكه گويد : يكى از معانى عَقَدَ عليه الزمه عليه است پس مراد از عقود الزامات است يعنى خداوند تعهد به آنها را از شما خواسته است نه اينكه شما خود طرف تعهّد و معاهده باشيد . پس وفاكننده غير از تعهّدكننده و الزامكننده ( عاقد ) است . عاقد در واقع خداوند است و وفا كننده بندگان او . جصاص نيز همين طور مىگويد منتهى جصاص گويد : عقود شامل الزامات بشرى اگر متعلّق آن مشروع باشد نيز مىشود . اجمالًا جصاص نيز وفا كننده را غير از عاقد فرض كرده است . با توجه به آيات مورد استشهاد و روايت تفسير قمى و كلمات مفسرين اشكال سابق ما بر شيخ كه آيه از اين جهت اطلاق يا عموم ندارد و بايد وفاكننده و عاقد متّحد باشند يعنى در مفهوم وفا ، لزوم توجه به التزام خود وفاكننده درج شده باشد وارد نيست . 5 ) مختار استاد مد ظله در أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
--> ( 1 ) - تذكر : سخنى نماند كه اگر معناى آيه قراردادهايى كه با خدا بستهايد باشد عاقد و وفا كننده متحد خواهند بود بنابراين اين تعبير مناسب است اصلاح شود . ( نگارنده )