السيد موسى الشبيري الزنجاني
4477
كتاب النكاح ( فارسى )
مىگيرد و لازم است وفاء به آن عقد نمايد . اين فرمايش شيخ بود كه ما سابقاً مىگفتيم وفاء اصلًا به معنى عمل كردن به التزام خود است و عمل به التزام ديگرى وفاء نيست . اين اشكالى بود كه ما سابقاً بر كلام شيخ داشتيم ولى با فحص بيشتر معلوم شد اين اشكال وارد نيست . در اينجا مرحوم آقاى حكيم مجملًا مىفرمايد : بايد اضافهء به مالك و من له السلطنة پيدا كند اما اينكه چرا بايد اضافه پيدا كند تقريبى براى آن ذكر نمىكند . شيخ هم كه اضافه را شرط نكرده ، به عموم أَوْفُوا بِالْعُقُودِ تمسك نموده و فرموده مقتضاى دليل تقييد اين است كه اجازه يا اذن يا رضايت شرط است اما بر مازاد بر اين مطلب ما دليلى بر تقييد نداريم و جوابى كه قبلًا نسبت به كلام شيخ گفتيم اين بود كه از كلمهء وفاء استفاده مىشود كه وفاكننده و عاقد يكى هستند نه اينكه اگر ديگران عقد كرده باشند وفا به آن عقد بر من لازم باشد ولى بعداً به آياتى از قرآن كريم و برخى استعمالات ديگر برخورد كرديم و معلوم شد اين جواب تمام نيست . براى نمونه قرآن كريم مىفرمايد : وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً ( الفتح / 10 ) كه معاهد خداوند متعال ، ولى وفا كننده مردم هستند . وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ [ البقرة / 40 ] در اين آيه ابتداءً دو وجه به نظر مىرسد ، يك وجه اينكه وفا كنيد به عهدى كه شما با خداوند متعال بستهايد تا خداوند متعال نيز به عهدى كه با شما بسته وفا كند . مثل اينكه فرموده : وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ ( النحل / 91 ) يعنى به پيمانى كه شما با خداوند متعال بستهايد وفا كنيد . پس اضافهء عهدى اضافه به مفعول خواهد بود . احتمال دوم اين است كه « عهدى » از باب اضافهء عهد به فاعل باشد يعنى عهدى كه من كردم را شما وفا كنيد . لكن به قرينهء أُوفِ بِعَهْدِكُمْ احتمال دوم مراد است زيرا معنا ندارد كه بگويد شما وفا كنيد به پيمانى كه با من بستيد تا من وفا كنم به پيمانى