السيد موسى الشبيري الزنجاني
4199
كتاب النكاح ( فارسى )
البته ايشان در خصوص كسى كه در امور مالى رشد دارد ولى در انتخاب همسر ناتوان است و رشد لازم را ندارد در مسألهء بعدى بحث مىكند و امّا اين مسأله راجع به سفيهى است كه در امور مالى رشد لازم را نداشته باشد . در هر حال ايشان مىفرمايند ازدواج سفيه بدون اذن ولى در مورد تعيين زن و مقدار مهريه صحيح نيست و متوقف بر اجازهء ولى است پس اگر وليش اجازه داد نكاحش صحيح است و نيازى هم به اعادهء صيغه ندارد زيرا سفيه مانند مجنون يا صبى غير مميز ( يا مطلق صبى بنابر نظر برخى علماء ) نيست كه مسلوب العباره باشد . و لذا اگر براى ديگرى وكيل در اجراء صيغه شد يا براى خودش با اذن ولى عقد را اجرا كرد بلا اشكال آن عقد منعقد مىشود . اين مسأله بحث خاصى ندارد . ج ) بررسى مسأله 8 1 ) متن مسأله اذا كان الشخص بالغاً رشيداً فى الماليات لكن لا رشد له بالنسبة الى امر التزويج و خصوصياته من تعيين الزوجة و كيفية الامهار و نحو ذلك فالظاهر كونه كالسفيه فى الماليات فى الحاجة الى اذن الولى و ان لم ار من تعرض له . 2 ) توضيح مسأله مرحوم سيد مىفرمايند اگر كسى در امور مالى رشيد بود ولى در خصوص امر ازدواج و خصوصيات آن مثل تعيين زن و كيفيت قرارداد مهريه و امثال ذلك رشد نداشت و سفيه بود حكمش مانند سفيهى است كه در امور مالى رشد ندارد و نكاحش متوقف بر اجازهء ولى او است و مىفرمايند من برخورد نكردم به كسى كه متعرض اين مسأله شده باشد . در نگاه بدوى به نظر مىرسد كه اگر « كيفية الامهار » ذكر نمىشد ، بهتر بود ، زيرا اين امر از امور مالى است كه در مسأله قبل متعرض آن شده و كلمات سابقين هم آن