السيد موسى الشبيري الزنجاني

4350

كتاب النكاح ( فارسى )

04 / 08 / 1381 شنبه درس شمارهء ( 467 ) كتاب النكاح / سال پنجم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس قبل و اين جلسه : در اين جلسه به بررسى اشتراط اسلام در ولىّ مىپردازيم . ابتدا اقوال فقها را بررسى كرده و اجماع را در اين مورد تمام مىدانيم سپس به سائر ادله پرداخته دلالت دو آيه را مورد بحث قرار داده و تقريب مفتاح الكرامه و القواعد الفقهيه را در دفاع از دلالت آنها مورد نقد قرار مىدهيم و همچون صاحب حدائق و شيخ رحمه الله دلالت آنها را ناتمام مىدانيم . [ ولايتى بر پدر كافر بر فرزند مسلم نيست ] * * * متن عروة : مسأله 16 : . . . و كذا لا ولاية للاب الكافر على ولده المسلم فتكون للجد اذا كان مسلماً و للحاكم اذا كان كافراً ايضاً و الاقوى ثبوت ولايته على ولده الكافر . مرحوم سيد پس از اينكه يكى از شرائط ولىّ را اسلام دانستند مىفرمايند : كافر بر فرزند مسلمانش ولايت ندارد و وليش جد مسلمان اوست و اگر او نيز كافر بود ولايتش با حاكم است . اما كافر بر فرزند كافرش بنابر اقوى ولايت دارد . الف ) بررسى اقوال فقها در ميان فقها كسى را نيافتيم كه اجازه دهد پدر يا جد كافر يا وصى آنها بر صغار و مجانين از مسلمين يا بالغهء باكره ( بنابر قول به ولايت اب و جد بر او ) ولايت داشته باشند . البته اين مسأله را همه عنوان نكرده‌اند لكن در عين حال هر كس مطرح نموده