السيد موسى الشبيري الزنجاني

4332

كتاب النكاح ( فارسى )

ان تعدّد اختارت الاكبر . 2 ) توضيح مسأله و استحباب استيذان از پدر يا جدّ پيشتر گفتيم كه پدر و جد در تزويج ثيبه رشيده بىترديد ولايتى ندارند ، و خود او استقلال رأى دارد و امّا در تزويج باكره رشيده به عقيده ما پدر و جد ولايت دارند ، ولى مرحوم سيد در اين مورد اخير احتياط كرده و مىگويد ، احتمال دارد كه دختر استقلال داشته باشد . حال موضوع مسأله جارى دخترى است كه در امر تزويج استقلال داشته باشد كه ثيبه رشيده مصداق قطعى آن و باكره رشيده مصداق احتمالى آن در نزد مرحوم مصنف است ، ايشان مىفرمايند كه چنين دخترى مستحب است كه از پدر يا جدّ اجازه طلب كند ، يعنى اولًا آنها را در جريان قرار دهد و اگر آنها اجازه ندادند ، از ازدواج صرف‌نظر كند . دليل اين فتوا در باكره رشيده اين است كه در روايات متعددى به وى دستور داده شده در امر ازدواج از پدر يا جد اذن بگيرد ، ما با تمسك به اين روايات ولايت پدر و جد را اثبات كرديم ، ولى اگر كسى به ظاهر اين روايت اخذ نكند ، قهراً اين روايات و روايات دال بر استقلال دختر را بدين صورت بايد جمع كند كه روايات آمره به اذن بر استحباب مؤكد حمل شود . امّا در مورد ثيبه نيز رواياتى كه شأن خاصى براى پدر قائل شده و با تعابيرى همچون « انت و مالك لابيك » بر حق اخلاقى خاص پدر بر فرزند تأكيد كرده ، در استحباب استيذان كفايت مىكند . ان قلت : روايت « انت و مالك لابيك » اختصاص به دختر ندارد ، بلكه در مورد پسر نيز صادق است ، با اين كه در مورد پسر در روايت ابن ابى يعفور عن ابى عبد الله عليه السلام مىخوانيم ؛ قال قلت له : انّى اريد ان اتزوج امرأة و انّ ابوىّ اراد اغيرها ، قال : تزوّج الّتى هويت ودع الّتى يهوى ابواك ( جامع الأحاديث الشيعة ، 25 : 200 / 36868 ، باب 52 ، از ابواب التزويج ، ح 1 ، وسائل الشيعة 20 : 292 / 25658 ، باب 13 ، از ابواب عقد النكاح ، ح 1 )