السيد موسى الشبيري الزنجاني

4331

كتاب النكاح ( فارسى )

نفوذ وصيت چيز ديگرى شرط نيست ، بنابراين اگر كسى ادعاء كند كه وصيت به تزويج اولاد نافذ نيست و در نفوذ وصيت شرط است كه به امور مالى و حضانت اولاد مرتبط باشد ، اين روايت را نمىتوان دليل نادرستى اين ادعاء دانست . اشكال دوم : اگر فرض كنيم كه روايت در مقام بيان تمام مناط براى نفوذ وصيت در مورد سؤال مىباشد ، نمىتوان حكم مسأله تزويج را از آن استفاده كرد ، با ذكر يك مثال به توضيح اشكال مىپردازيم : اگر گفته شود : لا تشرب الخمر لانّه يسكر الانسان ، در اينجا كبراى كلى كه از روايت استفاده مىشود اين است ، « كل ما يسكر الانسان حرام » ، از اين تعليل حرمت هر مسكر و لو غير انسان را مست كند استفاده نمىشود ، چون بايد تمام ويژگيهاى حد وسط را در كبراى كلى حفظ كرد . در روايت مورد نظر ويژگيهايى در جمله تعليليه اخذ شده ( با اسم ظاهر يا ضمير يا اسم اشاره ) كه اگر بدانها توجه شود معلوم مىشود كه تعليل در اين روايت ربطى به مسأله تزويج ندارد ، تعليل روايت چنين است كه چون پدر صغار ، در حال حيات به اين وصى كه نسبت به مضاربه با مال به وى وصيت كرده اذن داده ، لذا مضاربه وصى صحيح مىباشد ، در جمله حد وسط كلمات « له » و « ذلك » اشاره به همان وصى مورد روايت و همان وصيت مذكور در حديث دارد ، لذا نمىتوان حكم روايت را از مورد روايت به ديگر امور مالى سرايت داد تا چه برسد كه از روايت حكم تزويج وصى را استفاده كرد . به هر حال به عقيده ما هر چند اين دليل ناتمام است ، ولى اصل نفوذ تزويج اوصياء صحيح مىباشد و در نفوذ آن مصلحت كافى است و همانند حاكم شرع نياز به فرض ضرورت و حاجت نيست . ج - استحباب استيذان دختر در تزويج 1 ) متن مسأله 14 يستحب للمرأة المالكة امرها ان تستأذن اباها او جدها ، و ان لم يكونا فتوكّل اخاها ، و