السيد موسى الشبيري الزنجاني
4318
كتاب النكاح ( فارسى )
صريحاً نام برده است . عبارات اهل سنت در مورد اين واژه بسيار مندمج است و نمىتوان معناى واضحى براى آن دريافت ، ولى با توجه به تعبير « لضعف عقله » مىتوان گفت كه مراد كسى است كه به او ابله و خل گفته مىشود يعنى كسى كه وضع عقلانى او نه مانند عاقل است و نه مانند ديوانه و برزخ ميان اين دو مىباشد . البته معمولًا فقهاى ديگر ابله را يا تحت عنوان مجنون و يا تحت عنوان سفيه مىآورند ، ولى شيخ طوسى در اين عبارت چنين شخصى را مستقلًا تحت عنوان مولّى عليه مورد اشاره قرار داده است . بنابراين مراد مرحوم شيخ طوسى در عبارت مورد بحث ما در مورد ولايت حاكم از تعبير مولّى عليه نيز صغيره نيست . به علاوه ، اگر فرض كنيم كه منظور شيخ از آن عبارت اثبات ولايت حاكم بر صغيره باشد ، انگيزهء موجّهى براى تغيير كلمهء « صغيره » كه معناى بسيار روشنى داشته و معمولًا در عبارات فقهى به كار مىرود و تبديل آن به كلمهء « مولّى عليها » وجود ندارد . پس براى آنكه عبارات شيخ طوسى رحمه الله را در مبسوط دچار تناقض ندانيم ، بايد مراد از اين تعبير را صغيره ندانيم و آن را بر معناى ابله حمل كنيم . همين مطلب را دربارهء عبارت قطب الدين كيدرى نيز مىتوان گفت . چون وى تعابير بسيارى را از شيخ رحمه الله اقتباس كرده و خصوصاً همين عبارت او تقريباً عين مبسوط است . بنابراين نمىتوان شيخ طوسى و قطب الدين كيدرى را از كسانى شمرد كه به ولايت حاكم بر صغيره قائلند در نتيجه از اين تعابير نمىتوان برداشت كرد كه در بين قدما كسى قائل به ولايت حاكم بر صغار بوده است . 3 - بررسى فرمايش مرحوم آقاى حكيم قدس سرّه مرحوم آقاى حكيم مىفرمايند از اينكه فقهاى ما مناط عدم ولايت حاكم بر صغيره را حاجت نداشتن او به ازدواج دانستهاند ، معلوم مىشود كه آنها در فرض حاجت وى قائل به ولايت حاكم هستند .