السيد موسى الشبيري الزنجاني
4308
كتاب النكاح ( فارسى )
24 / 07 / 1381 چهارشنبه درس شمارهء ( 462 ) كتاب النكاح / سال پنجم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس قبل و اين جلسه : در اين جلسه ، بحث ولايت حاكم بر صغير و مجنون طرح و اقوال و آراء فقهاء را در اين زمينه نقد و بررسى كرده و ادلّه نقلى اين موضوع را از جمله روايت « السلطان ولىّ من لا لي له » و « السلطان ظلّ اللَّه » را توضيح خواهيم داد . * * * الف ) ولايت حاكم شرع در امر تزويج كسانى كه ولىّ ندارند 1 - متن عروة : للحاكم الشرعى تزويج من لا لىّ له من الاب و الجدّ و الوصى . به شرط الحاجة إليه ، او قضاء المصلحة اللازمة المراعاة . توضيح دو جمله در عبارت متن : مرحوم صاحب عروه مىفرمايند : حاكم شرع مىتواند كسى را كه ولى ندارد يعنى پدر و جد و وصى ندارد و در امر ازدواج نيازمند ولى است مثل مجنون و مانند آن بخلاف ثيبه و پسر رشيد تزويج نمايد لكن به شرط حاجت به تزويج يا به خاطر استيفاء مصلحتى لازمالمراعات . در بيان فرق بين حاجت و مصلحت لازمالمراعات گاهى گفته مىشود كه مراد از حاجت ، حاجتى است كه به حدّ لزوم نرسيده باشد و در مقابل آن حاجتى است كه به حدّ لزوم رسيده كه از آن تعبير به مصلحت لازمالمراعات شده است . ولى به نظر ما اين تفسير متفاهم عرفى از عبارت فوق نمىباشد و قدرى خالى از لطافت است زيرا از نيازى كه به حدّ لزوم نرسيده باشد تعبير به حاجت نمودن خلاف ذوق مىباشد . آنچه به نظر ما در فرق بين اين دو مطلب مىرسد اين است كه مراد از