السيد موسى الشبيري الزنجاني

4232

كتاب النكاح ( فارسى )

قابل توجه در اين عبارت مقابل قرار دادن فرض « اذا اجتمع أب . . . » با « فان اتفقا فى آنٍ واحد » است كه از آن به روشنى معلوم مىگردد كه مراد از « اذا اجتمع » يعنى هر دو براى او تصميم گرفته‌اند چنانچه در مورد عبارت مبسوط ذكر نموديم . اين كلماتى كه ذكر كرديم ( و البته كلمات ديگرى نيز وجود دارد كه نياورديم ) نشان دهندهء اين است كه نه تنها در مورد صحت عقد أب عند التشاح اجماعى وجود ندارد بلكه حتى مىتوان به نحوى ادعاى شهرت بين قدماء مبنى بر صحت عقد جدّ و بطلان عقد پدر نمود . مطلب ديگرى كه شايد بعنوان احتياط بتوان ذكر نمود اين است كه همانطورى كه از كلمات فقهاء تقديم اختيار جدّ عند التشاح استفاده مىشود ، همچنين در فرضى كه جدّ ، شخصى را براى دختر اختيار كرده و در نظر گرفته است ولى پدر بدون اطلاع از اختيار جدّ براى دختر عقد بخواند . ( يعنى فرضى كه تشاح جدّ و پدر نيست بلكه پدر بىاطلاع سبقت جسته و عقد خوانده است . ) اطلاق كلمات مقتضى تقديم عقد جدّ است . ب ) بررسى روايات مسأله حال كه از كلمات فقهاء نتوانستيم اجماعى در مسأله بيابيم بايد سراغ روايات مسأله رفته و دربارهء آنها بحث نماييم كه آيا تقديم عقد جدّ تقديم در حكم تكليفى است يا تقديم در حكم وضعى . دو روايت وجود دارد : 1 - صحيحه محمد بن مسلم عن احدهما عليهما السلام قال اذا زوج الرجل ابنة ابنه فهو جائز على ابنه و لابنه ايضا ان يزوّجها ، فقلت فان هوى ابوها رجلًا و جدّها رجلًا ، فقال الجدّ اولى بنكاحها » . 2 - حسين بن سعيد عن نضر بن سويد عن القاسم بن سليمان عن عبيد بن زرارة عن ابى عبد الله عليه السلام قال اذا زوج الرجل ابنة ابنه فهو جائز على ابنه قال و لابنه ايضا ان يزوّجها فان