السيد موسى الشبيري الزنجاني
4229
كتاب النكاح ( فارسى )
و سواء تشاحا ام لا ، نعم ينبغى عند التشاح ان تقدّم الأب عقد الجدّ فيما اراد . ح ) سبزوارى در كفاية « و لو بادر كل منهما و عقد على شخصٍ غير الآخر صحّ السابق ، فان قصد الاب سبقه على الجد و سبق فقد ترك الاولى و اثم و صح عقده » ايشان تكليفاً تسليم پدر نسبت به جد را واجب مىداند . عدهاى نيز مانند ابن حمزه در وسيله ، قطب الدين كيدرى در اصباح ، محقق حلّى در نافع ، شهيد اول در لمعه از اطلاق كلامشان كه گفتهاند عقد هر كدام سابق باشد همان عقد صحيح است ، مىتوان حكم فرض تشاح را نيز استفاده كرد و حكم به صحت عقد پدر نمود . 3 ) نقل كلمات قائلين به بطلان عقد پدر در فرض تشاحّ و ليكن با اين وصف در مقابل ، قول ديگرى نيز مبنى بر بطلان عقد پدر وجود دارد كه شايد بتوان آن قول را به نحوى مشهور بين قدما ندانست اينك كلماتى را در اين زمينه نقل مىكنيم . الف ) شيخ طوسى در خلاف مسأله 23 « اذا اجتمع الأب و الجدّ كان الجد أولى و قال الشافعى الاب اولى » و به قال جميع الفقهاء دليلنا اجماع الفرقة و اخبارهم » . در توضيح اين عبارت ذكر دو نكته لازم است يكى اينكه مراد از فرض « اذا اجتمع الأب و الجدّ » اين نيست كه عقد جد و پدر در يك زمان واقع شده است بلكه مراد اين است كه هر دو قصد دارند دختر را به ازدواج كسى درآورند . اين معنا در ضمن كلمات ديگرى كه ذكر خواهيم نمود بيشتر واضح خواهد شد . نكتهء دوم اينكه معناى كلمه « اولى » كه در اين عبارت و عبائر آينده آمده است ، اولويت در حكم تكليفى بدين معنا كه تقديم جدّ بر پدر مستحب و از آداب است ، نيست بلكه مراد از اين كلمه ، تقديم در حكم وضعى و صحت عقد است . شافعى نيز كه عقد پدر را مقدّم دانسته است بلااشكال مقصودش تقديم در حكم وضعى است يعنى تنها عقد پدر صحيح مىباشد چنانچه با مراجعه به كتبشان معلوم