السيد موسى الشبيري الزنجاني
3803
كتاب النكاح ( فارسى )
2 ) نگاهى به نظر فقهاء در مسأله : اين مسألهاى كه مرحوم سيد عنوان كردهاند تقريباً متفق عليه بين الامامية بوده ، فقط در دو قسمت ايجابى و سلبى آن دو مخالف مطرح شده است . امّا در عقد ايجابى : در مورد ولايت جدّ به ابن ابى عقيل نسبت داده شده كه ولايت جد را نمىپذيرد . علامه در مختلف ( ج 2 ، ص 535 ) از ابن ابى عقيل نقل مىكند كه « الولى الذي هو اولى بنكاحهنّ هو الاب دون غيره من الاولياء » . مفاد اين كلام اين است كه جدّ ولايت ندارد . اما در عقد سلبى مسأله ، تنها ابن جنيد مخالف است و مىگويد مادر و جدّ مادرى هم ولايت دارند . 3 ) آيا ابن ابى عقيل منكر ولايت داشتن جدّ است ؟ هر چند ظاهر بدوى كلام ابن ابى عقيل انكار ولايت جدّ است لكن ممكن است ايشان را هم مخالف ندانيم چون كلام ايشان به يكى از دو شكل قابل تفسير است : تفسير اول كلام ابن ابى عقيل : صاحب رياض فرموده احتمال قوى هست مراد ايشان از كلمهء اب ، معناى وسيع اب باشد كه جدّ ( اب با واسطه ) را هم شامل شود چون اب و همچنين ابن خيلى اوقات به معناى وسيعش اطلاق مىگردد ، مثلًا آدم را ابو البشر ، و ما را فرزند آدم و سادات را فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله و حضرت زهرا عليها السلام و حضرت هادى و عسكرى عليهما السلام را ابن الرضا و ائمه معصومين عليهم السلام را ابن رسول الله و . . . مىخوانند . خلاصه اب و ابن به معناى اعم از پدر و پسر بىواسطه و با واسطه هم گاهى اطلاق مىشود و لذا مىتوانيم بگوييم كلام ابن ابى عقيل دلالت بر انكار ولايت جدّ نمىكند اين تفسير را صاحب جواهر نيز احتمال داده است . تفسير دوم كلام ابن ابى عقيل : ممكن است مراد ايشان از ولى ، ولى مستقيم باشد يعنى تنها پدر است كه مستقيماً ولايت دارد و جدّ مستقيماً ولايت ندارد . و منافات ندارد كه براى جدّ ولايت با واسطه قائل باشد . همچنان كه جماعتى چون صدوق و