السيد موسى الشبيري الزنجاني

3790

كتاب النكاح ( فارسى )

معناى اصطلاحى مطرح نمودند . اما بنابر آنچه در اين جلسه گفته شد ، ديگر جايى براى آن نقض‌ها باقى نمىماند . مرحوم خويى فرمودند كه غير از بينه اصطلاحى چيزهاى ديگر مثل استصحاب هم هست كه در مقابل اصالة الصحة مىايستد . توجه به مثال‌هاى زده شده در روايت و تطبيق قانون كلى تصريح شده بر آنها ، نشان مىدهد كه با اينكه در اين مثال‌ها استصحاب عدم انتقال و عدم انعقاد زوجيت وجود دارد اما شارع به ملكيت و زوجيت حكم نموده ، فرموده است كه آنچه تحت يد شخص باشد چه نفس خودش و چه مالى كه تحت يد اوست اگر معامله‌اى روى آن انجام دهد آن معامله نافذ است و استصحاب در مقابل اين اصالة الصحه‌اى كه در مورد ذو اليد جارى مىشود تاب مقاومت ندارد . همچنين نقض‌هاى ديگر كه در جلسه قبل مطرح نموديم نقض‌هاى درستى نيست چون اين روايت فقط در اصالة الصحه جارى در مورد ذو اليد است و ثابت شدن حيض ، با اوصاف و عادت و موارد ديگر كه موجب حرام شدن ورود به مسجد و مباشرت با زوج و امثال آن مىشود و در مقابل اصالة الاباحه مىايستد ، خارج از مورد روايت است و نقض بر روايت نخواهد بود . 3 ) نفى بناى عقلاء بر حجيت خبر ثقه : گفتيم كه مرحوم آقاى خويى به كمك اثبات حجيت خبر ثقه با بناى عقلاء و عدم رادعيت روايت مسعده بن صدقه از آن ، حجيت خبر عدل واحد را در ما نحن فيه اثبات نمودند . اما واقعيت اين است كه چنين بناى عقلايى در اين زمينه وجود ندارد كه حجيت خبر ثقه را به طور عام ثابت كند بلكه بناء عقلاء در جايى كه موردش عمل خود انسان است دائر مدار علم و اطمينان شخصى است و به موارد ديگر نظر ندارد كه آيا انسان در آن موارد اطمينان يا يقين دارد و يا ديگران يقين دارند يا ندارند ، البته يقين و تشخيص ديگران هم گاهى مىتواند در تقويت تشخيص خود انسان مؤثر باشد اما به هر حال بناى عقلاء در مواردى كه راجع به عمل خود انسان است