السيد موسى الشبيري الزنجاني
3791
كتاب النكاح ( فارسى )
كه مثلًا آيا عطش دارد يا ندارد اين مربوط به تشخيص خود اوست . و در بعضى از فروض مثل دوران بين محذورين هم امر دائر مدار ظنّ شخص مىشود و بازهم خصوصيتى در خبر ثقه نيست . ولى نسبت به روابط بين موالى و عباد در اينجا دائر مدار تشخيص خود شخص نيست بلكه در اين موارد بايد متعارف مردم در نظر گرفته شود و شخص وسواس و يا كسى كه دير يا زود يقين مىكند نمىتواند به تشخيص خود عمل كند . در اين گونه موارد عقلاء ضوابطى قرار مىدهند كه چنين اشخاصى بايد خود را با ديگران وفق دهند و گرنه هرج و مرج لازم مىآيد . حالا كه قرار شد متعارف مردم در نظر گرفته شوند اگر ببينيم در موردى غالباً اشخاص مطمئن مىشوند ولى احياناً به خاطر ملاحظه خصوصيتى در موردى خاص ، براى نوع مردم اطمينان حاصل نمىشود ، در اين صورت هرگز نمىتوان پذيرفت كه بناى عقلاء خبر ثقهاى را كه نوع مردم به خبر او اطمينان نمىكنند ، حجت بداند . مثلًا زمانى كه هوا صاف است ثقهاى شهادت بدهد كه ماه را ديده است اما غير از او كسى ديگر ماه را نديده است ، در اين صورت به حرف او اطمينان نمىشود گرچه او آدم ثقهاى است و در بسيارى از موارد ديگر حرفش مقبول باشد ، اما در خصوص اين مورد ، عقلاء كلام او را نمىپذيرند و حجت نمىدانند . البته ممكن است شارع در جايى پذيرفته باشد اما اين تعبدى خواهد بود و بر اساس بناى عقلاء نيست . از اين رو ، شيخ انصارى مىفرمايد كه آنچه در روايات در مورد خبر ثقه امضا شده است همان است كه عقلاء به آن قائلند كه همان خبر اطمينانى و اطمينانآور براى نوع مردم است ، در اين صورت است كه خبر پذيرفته مىشود چه مخبر آن ثقه باشد و چه غير ثقه . البته شيخ مىفرمايند كه خبر اطمينانى بسيار نادر اتفاق مىافتد . اين مطلبى است كه از سالها قبل درباره بناى عقلاء در اين مورد در ذهنم بوده است و از كلام شيخ انصارى نيز چنين استفاده مىنمودم . پس آنچه كه بناى عقلاء بر آن قائم است خبر ثقه نيست بلكه خبر اطمينانآور نوعى است چه مخبر آن ثقه باشد يا