السيد موسى الشبيري الزنجاني
3771
كتاب النكاح ( فارسى )
8 / 12 / 1380 چهارشنبه درس شمارهء ( 407 ) كتاب النكاح / سال چهارم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس قبل و اين جلسه : در اين جلسه پس از استدراكى در مورد تطبيق بحث انقلاب نسبت ، بر ما نحن فيه ، مسأله ادّعاى زن مبنى بر خليه بودن را به پايان مىرسانيم . * * * الف ) دو تقريب براى كيفيت جمع ما بين روايات مسأله سابعة ( ادعاى زن بر خليّه بودن خود ) و اشكال وارد بر هر كدام : بحث در رابطهء با كيفيت جمع روايات وارده در باب تصديق ادعاى زن مبنى بر اين كه بدون شوهر بوده و خليّه مىباشد بود . براى جمع بين اين روايات در جلسهء قبل وجهى ذكر كرديم كه مبتنى بود بر مسأله « انقلاب نسبت » اما اين وجه ناتمام است ، بحث انقلاب نسبت اين است كه اگر مثلًا دو دليل متباين داشتيم و يكى از آنها مخصّص داشت ، آيا نسبت آنها را قبل از تخصيص ملاحظه كنيم ( تباين ) يا بعد از تخصيص ( عموم و خصوص مطلق ) . در ما نحن فيه دو تقريب مختلف براى انقلاب نسبت وجود دارد و لكن با اندكى تأمل معلوم مىشود كه جمع روايات بر اساس انقلاب نسبت در ما نحن فيه بىاساس است و صحيح نيست . ما در اينجا هر يك از دو تقريب متوهم را همراه با اشكال هر كدام ذكر مىنماييم . تقريب اول : سه دسته روايت در اين مسأله وجود دارد : 1 . عدم لزوم فحص مطلقا 2 . لزوم فحص مطلقا كه مفاد روايت ابى مريم است 3 . عدم لزوم فحص پس از تزويج ( روايت اشعرى )