السيد موسى الشبيري الزنجاني

3769

كتاب النكاح ( فارسى )

بررسى روايات مسأله وجوهى از جمع در روايات مسأله تصوير مىشود ابتداءً بايد روايات مسأله را بررسى كنيم . روايت عبد العزيز بن مهتدى و مكاتبهء حسين به سعيد و روايت يونس كه همان مضمون مكاتبه را دارد و روايت عمر بن حنظله مشتمل بر كلمهء تزويج است و ظهور كلمهء تزويج در عقد انقطاعى مشكل است . شاهد مطلب اينكه در روايت سماعه « 1 » كه قبلًا گذشت تزويج را مقابل تمتع بها قرار داده بود ، اين چهار روايت با صحيحهء ابى مريم تعارض ندارد زيرا موضوع صحيحهء ابى مريم متعه است و موضوع اين چهار روايت عقد دائم است . بله در روايت ابى مريم تعليل آورده ، لكن از اين تعليل استفاده عموم نمىتوان كرد . زيرا تزويج سرّى در مورد متعه شايع است . از اين رو زمينهء براى شيوع فساد در متعه هست ، اما تزويج سرّى در عقد دائم شيوع ندارد پس تعليل ذكر شده در روايت را به عقد دائم نمىتوان تعميم داد . و تعجب از سيد حكيم است كه فرموده : روايت عمر بن حنظله داخل در ما نحن فيه نيست . « 2 » ايشان به تبع صاحب جواهر ما نحن فيه را قبل از ازدواج دانسته‌اند و بعد از ازدواج را خارج از ما نحن فيه دانسته‌اند با آنكه ما نحن فيه اعم است و بر فرض اينكه ما نحن فيه اعم نباشد و اختصاص به قبل از تزويج داشته باشد معلوم نيست چرا ايشان بين اين چهار روايت تفكيك مىكند با اينكه هر چهار تا مربوط به بعد از ازدواج است . « 3 »

--> ( 1 ) جامع الاحاديث 25 / 214 حديث 36900 . ( 2 ) مستمسك العروة 14 / 432 . ( 3 ) روايت عبد العزيز بن المهتدى : « انّ اخى مات و تزوجت امرأة فجاء عمّى فادّعى انّه تزوجها سرّاً الحديث » - روايت يونس : « رجل تزوج امرأة فى بلدٍ من البلدان . . . ثم انّ رجلًا اتاه الحديث . - روايت يونس و مكاتبه حسين بن سعيد متحدند . - روايت عمر بن حنظله : « انّى تزوجت امرأة فسألت عنها . . . » .