السيد موسى الشبيري الزنجاني

3758

كتاب النكاح ( فارسى )

مولى محمد بن راشد است كه در جاهاى معتبر با اين نام آمده است . در رجال برقى كه نسخه خطى شيخ نزد ابن داود بوده ، فضل ذكر شده است . ترتيبى كه شيخ در رجال اتخاذ كرده و هر كدام از فضل‌ها و فضيل‌ها را به صورت جداگانه ذكر كرده ، اقتضا مىكند كه صحيح فضل باشد . در يك جاى تهذيب نيز فضل آمده است . « 1 » . در نسخه‌اى كه شهيد ثانى از تهذيب تصحيح كرده و همچنين در استبصار و در رجال كشى ، فضل آمده است . پس اين روايت از نظر فضل مولى محمد بن راشد نيز مشكلى ندارد . و روايت به خاطر عثمان بن عيسى كه از ثقات واقفيه است ، موثقه مىباشد . [ 5 - روايت اشعرى محمد بن احمد بن يحيى ] 5 . اشعرى « 2 » محمد بن احمد بن يحيى عن الهيثم بن ابى مسروق النهدى عن احمد بن محمد بن ابى نصر و محمد بن الحسن الاشعرى عن محمد بن عبد الله الاشعرى « قال قلت للرضا عليه السلام الرجل يتزوج بالمرأة فيقع فى قلبه ان لها زوجا قال ما عليه أ رأيت لو سألها البينة كان يجد من يشهد ان ليس لها زوج » . بحث سندى : در سند اين روايت سه احتمال وجود دارد . احتمال اول اينكه منظور از عطف محمد بن الحسن الاشعرى بر ما قبل اين نيست كه احمد بن محمد ابن ابى نصر و محمد بن الحسن الاشعرى هر دو با هم از محمد بن عبد الله اشعرى نقل كرده‌اند بلكه شيخ ، حيلوله سندى انجام داده است « 3 » و خواسته است بگويد كه اين روايت به دو طريق روايت شده يكى به طريق محمد بن احمد بن يحيى از احمد بن محمد بن ابى نصر ، و ديگرى از طريق محمد بن الحسن الاشعرى از محمد بن عبد الله اشعرى . اين احتمال اول كه حيلوله سندى از شيخ تحقق پيدا كرده باشد بعيد است . به خاطر اينكه محمد بن حسن اشعرى صاحب كتاب نبوده تا شيخ از كتاب او نقل كرده باشد .

--> ( 1 ) تهذيب ، ج 7 ، حديث 1092 و در بعضى نسخ حديث 271 . ( 2 ) وسائل الشيعة ، باب 10 از ابواب المتعه ، ح 5 . ( 3 ) منظور از حيلوله سندى اين است كه گاهى مقدارى از سندى در سند ديگرى وارد مىشود و صورت جمله معترضه به خود مىگيرد . براى مشخص شدن اين مطلب در نسخ خطى ، حاء حطى قرار مىدادند كه اختصار حيلوله است .